2 ) زنى كه با زنا كردن مشهور نيست .
موارد استعمال : در قذف ، محصنه بودن شرط است . شرح لمعه ، كتاب حدود
محصور -
تنگ گرفته شده ، محبوس .
در عرف فقها ، جمعى است كه كثرت عدد آن با رعايت اوضاع و احوال موجب عسرت احصاء و شمردن آن نگردد محصور است . و الّا غير محصور ناميده مىشود . ترمينولوژى حقوق ؛ حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه
موارد استعمال : قبول وصيت در صورت محصور بودن موصى له شرط است .
شرح لمعه ، كتاب وصيت
محقّ -
آنكه حق به جانب او باشد .
در عرف فقيهان ، كسى است كه ادعاى او به حسب واقع درست است و لو اينكه با توجه به ظاهر درست نيست .
موارد استعمال : در صلح مدعى بايد محق باشد . شرح لمعه ، كتاب صلح
محقون الدّم -
كسى كه شرعا كشتن او جايز نيست .
موارد استعمال : قتل شخص محقون الدم ، موجب قصاص است . شرح لمعه ، كتاب قصاص
محكّم -
كارآزموده ، مرد با حكمت .
در عرف فقيهان ، مقصود از آن قاضى تحكيم ( قاضيى است كه با انتخاب طرفين دعوى حكم مىكند ) است .
موارد استعمال : در لعان حكم محكّم نافذ است . شرح لمعه ، كتاب لعان
محكمات -
چيزهاى مضبوط و متقن .
در عرف و اصطلاح ، آياتى است كه معنى آنها واضح و براى هر عارف به لغت عرب ظاهر باشد و احتمال تأويل در آنها نباشد ؛ در مقابل متشابهات استعمال مىشود .
در روايت است حكم كردن به چيزى كه از محكمات است حكم خدايى است .
مجمع البحرين
محكوم بالإسلام -
كسى كه مسلمان شناخته مىشود و لو اينكه مسلمان بودنش هنوز محرز نباشد .
موارد استعمال : بچهاى كه در بلاد اسلامى پيدا مىشود محكوم به اسلام است .
مسالك الافهام ، كتاب لقطه
محكوم عليه -
1 ) كسى است كه دادگاه او را محكوم و عليه او حكم صادر كرده است .
موارد استعمال : محكوم عليه مىتواند به حكم دادگاه اعتراض و از دادگاه ديگر تقاضاى رسيدگى نمايد البته در صورتى كه به او ظلم شده باشد .
جواهر الكلام ، ج 40 ، ص 104
2 ) زن و مردى كه در عقد ازدواج توافق كردهاند به اينكه مهريه را شخص ثالث معين نمايد ، به شخص ثالث حاكم و به زوجين محكوم عليه گفته مىشود .
موارد استعمال : پس از صدور حكم از طرف حاكم ، محكوم عليه حق ندارد حكم مذكور را رد نمايد . شرح لمعه ، كتاب نكاح
محلّ الدّين -
زمان پرداخت بدهى .
موارد استعمال : در عبارت فقها آمده است :
هذا محلّ الدين اى وقت حلوله .
طلبة الطلبه ، كتاب مكاتبه