تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
مىتواند مالك آن شود مانند حيوان حلال گوشت . موارد استعمال : در صورت فروش ما يملك به انضمام ما لا يملك معامله فقط در ما يملك صحيح است . شرح لمعه ، كتاب متاجر

ما ينقصه التّفريق -

چيزى كه جدا كردن آن از جفت ، قيمت آن‌را پايين مىآورد مانند دو جفت كفش و دو جلد كتاب . موارد استعمال : در صورت غصب « ما ينقصه التفريق » غاصب بايد قيمت در حال جفت را پرداخت نمايد ، البته در صورت تلف شدن يكى از جفت . شرح لمعه ، كتاب غصب

ماء البئر -

آبى كه در چاه است و بيرون نمىآيد مگر به وسيلهء سطل و . . . . مجمع البحرين موارد استعمال : فروش تمام و جزء مشاع ماء البئر جايز است . شرح لمعه ، كتاب صلح

ماء العين -

آبى كه از چشمه جارى مىشود . مجمع البحرين موارد استعمال : فروش ماء العين جايز است . شرح لمعه ، كتاب الصلح

ماء سخن -

آب گرم . موارد استعمال : وضوء با ماء سخن جايز است . طلبة الطلبه ، كتاب طهارت

ماء قليل -

به آبى كه به مقدار كرّ نرسد و جارى هم نباشد گفته مىشود . موارد استعمال : ماء قليل با ملاقات نجس متنجس مىشود . شرح لمعه ، كتاب طهارت

ماء كثير -

به آب كرّ و جارى ماء كثير مىگويند . موارد استعمال : مايعات نجس با ماء كثير پاك نمىشود . شرح لمعه ، كتاب اطعمه و اشربه

ماء كرّ -

آبى است كه درازا و پهنا و گودى آن هريك سه وجب و نيم باشد و از جهت وزن به مقدار 419 / 377 كيلوگرم برسد . شرح لمعه ، كتاب طهارت ، رسالهء توضيح المسائل موارد استعمال : آب غير جارى با زوال تغير در صورت ملاقات با آب كرّ پاك مىشود . شرح لمعه ، كتاب طهارت

مأثور -

آنكه و يا آنچه بر ديگرى مقدم و فضيلت‌دار است . مجمع البحرين در عرف فقيهان ، كلام و يا دعائى است كه از معصومين عليهم السّلام منقول باشد . موارد استعمال : در شب زفاف پس از دو ركعت نماز حاجت دعاى مأثور مستحب است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

مأذون -

كسى كه مدارك دانشگاهى دارد و به او اجازه داده شده كه كسب و كار كند . موارد استعمال : در مورد اختلاف مولاى مأذون و شخص ديگر بر سر برده‌اى كه مأذون آزاد كرده قول مولاى مأذون با سوگند مقدم است . شرح لمعه ، كتاب متاجر

مأذون لها -

كنيز برده و يا دختر بچه‌اى است كه از طرف مالك و يا ولىّ به آن اذن تصرف در مال داده شده است . موارد استعمال : تصرفات مأذون لها صحيح است . طلبة الطلبه ، كتاب مأذون

مأكول -

خورده شده . جمع آن مأكل است . در فقه ، حيوانى است كه مردم عادتا گوشت