تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨

المفتوحة العنوة -

زمينى كه با غلبه و قهر و پيروزى به دست مسلمانان افتاده است . موارد استعمال : بيع مفتوحه عنوه جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب احياء موات

المفرج -

1 ) كسى را گويند كه در بيابان دور افتاده كشته شود و قاتل او معلوم نباشد . 2 ) حميل ( بچه درحالىكه در شكم مادر است ) بدون ولاء و نسب مشخص . موارد استعمال : ديهء مفرج از بيت المال پرداخت مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب ديات

المفرد -

كسى كه كار را به تنهايى انجام مىدهد . در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه حج افراد به جا مىآورد . موارد استعمال : قارن و مفرد مىتوانند به مجرد دخول به مكّه طواف و سعى به جا آورند . شرح لمعه ، كتاب حج

المفصل -

محل جدا كردن . طلبة الطلبه ، كتاب ديات در عرف فقيهان به واحد مفاصل انگشتان و ساير اعضاى بدن گفته مىشود . موارد استعمال : بنابر قولى حنوط به مفاصل ميت واجب است . جواهر الكلام ، ج 4 ، ص 178

المفضاة -

زنى كه مجراى بول و غائط آن به علت پارگى پردهء فاصل يكى شوند . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : بنابر روايتى مفضات را مىتوان ردّ و نكاح را فسخ كرد . الكافى ، ج 5 ، ص 408

المفضّض -

چيزى كه با فضّه مرصّع باشد و مثل آن مذهب است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : آب خوردن در قدح مفضّض مكروه است . مفتاح الكتب الاربعه

المفطر -

روزه‌خوار . در عرف فقها ، چيزى را گويند كه روزه را باطل مىكند . شرح لمعه ، كتاب صوم موارد استعمال : تناول مفطر بدون مراعات فجر و ليل موجب قضاى روزه است . شرح لمعه كتاب صوم

المفقود -

چيز گم شده . در عرف فقيهان ، غائبى كه زنده بودن و مردن او نامعلوم باشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : بنابر قول فقهاء زن مفقود اگر ازدواج كرده باشد به او برگردانده مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب مفقود

المفلس -

كسى كه غير از فلوس چيز ديگرى ندارد . در فقه ، كسى را گويند كه بدهى او از مالش بيشتر باشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : رهن مرد مفلس بين تمام طلبكاران تقسيم مىشود . الفقيه ، ج 3 ، ص 196

المفلوج -

كسى كه بعضى اعضاى او از حركت بيفتد به علت اين‌كه اعصابش مرده است . موارد استعمال : اقرار مفلوج جايز است . طلبة الطلبه ، كتاب اقرار

المفلوج اليابس الشّق -

كسى كه نصف بدن او از جهت طول فلج شده است . موارد استعمال : در كفارهء ظهار پرداخت