در عرف فقيهان ، نماز مغرب را مىگويند .
ذهاب حمرهء مشرقيه وقت مغرب است . شرح لمعه ، كتاب صلات
المغرة -
طين ( گل ) قرمزى است كه با آن رنگآميزى مىكنند . مجمع البحرين
موارد استعمال : مغره جزء معدن و خمس بر آن واجب است . تحرير الوسيله كتاب خمس
المغفّل -
كسى كه به جريانات زمان خود بى توجه باشد و از امورى كه در اطراف او واقع مىشود غافل باشد .
موارد استعمال : شهادت مغفل همانند مجنون مورد قبول واقع نمىشود .
شرح لمعه ، كتاب شهادت
المغمى عليه -
كسى است كه در اثر رسيدن آفت به دماغ و قلب او نيروى درك از او سلب شود و حالت غشيان به او عارض گردد . كشّاف
روزه به صبى و مجنون و مغنى عليه واجب نيست . شرح لمعه ، كتاب صوم
المغنم -
عنيمت ( مالى است كه سربازان اسلام از كفار به طريق جنگ به دست مىآورند ) . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در سرقت بيضه ( كلاهخود ) از مغنم دست سارق قطع مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود
المغنّية -
زنى كه به طريق غنا آواز بخواند .
موارد استعمال : اجر مغنّيهء عروسى حلال است . جواهر الكلام ، ج 22
المغيّا -
چيزى كه غايت و انتها قرار داده مىشود . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : بنابر قول عدهاى از فقها غايت مطلقا داخل مغيا مىباشد .
جواهر الكلام ، ج 2 ، ص 16
المفاخرة -
در مقابل فخرفروشى ديگرى فخر كردن . مجمع البحرين ؛ لسان العرب
موارد استعمال : بنابر قولى مفاخره براى محرم حرام است . جواهر الكلام ، ج 18 ، ص 356
المفاداة -
در مقابل دادن مال آزاد كردن اسير است . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان ، تراضى بر پرداخت ديه از طرف قاتل و ولى مقتول است .
موارد استعمال : ولى مقتول حق دارد قصاص كند و مىتواند به مفادات راضى شود . طلبة الطلبه ، كتاب ديه
المفازة -
آنچه سبب رستگارى است .
در عرف فقيهان ، بيابان بىآب و علف است .
موارد استعمال : مال موجود در مفازه به يابنده تعلق مىيابد بدون اينكه آنرا معرفى نمايد . شرح لمعه ، كتاب لقطه
المفاوتة بين الاجلين -
فروختن جنس نقد به قيمتى و بهطور نسيه به قيمتى ديگر .
موارد استعمال : المفاوتة بين الاجلين موجب بطلان بيع است . شرح لمعه ، كتاب متاجر
المفاوضة -
مبادلهء فكر و رأى . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان دو و يا چندين نفر با قرارداد در كسب و ضرر و زيان شريك شوند . فقط غذاى روزانه و لباس و كنيز را استثناء نمايند . شرح لمعه ، كتاب شركت
موارد استعمال : المفاوضة باطل و معتبر نيست . شرح لمعه ، كتاب شركت