همچنين در صورت عدم پرداخت به موقع از مال آن به مقدار مال خود از روى جبر و قهر بردارد . اين عمل مقاصّه ناميده مىشود .
موارد استعمال : مقاصه از مال وديعه جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب متاجر
2 ) زن متعه موظف است در تمام مدت تعيين شده ، خود را در اختيار مرد قرار دهد ، در صورت اخلال به تمام مدت و يا به جزئى از آن ، مرد حق دارد به اندازهء آن مدت از مهريهء قرار داده شده ندهد . اين عمل را مقاصه مىگويند .
موارد استعمال : مقاصهء زوج جايز است . شرح لمعه ، كتاب نكاح
3 ) طلبكار طلب خود را از فقير نگيرد و از بابت زكات حساب نمايد ، اين عمل را نيز مقاصّه مىنامند .
موارد استعمال : « مقاصّة الفقير بالزكاة » جايز است . شرح لمعه
المقام -
موضع قدم ، محل نشستن .
معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان ، مقصود از آن مقام ابراهيم عليه السّلام است . كه در كنار كعبه واقع است .
موارد استعمال : طواف بايد در بين بيت و مقام انجام شود . شرح لمعه ، كتاب حج
المقامر -
قمارباز . مجمع البحرين
موارد استعمال : شهادت مقامر مردود است .
مفتاح الكتب الاربعه
المقامرة -
قماربازى كردن . لسان العرب
موارد استعمال : مقامره و نهبه هر دو صلاحيت ندارند . الكافى ، ج 5 ، ص 23
المقايضة -
فروش عين در مقابل عين است ، از مادهء « قيض » به معناى مثل و عوض مىباشد .
موارد استعمال : كسى كه خدمت عبد به نفع او وصيت شده حق دارد به عنوان مقايضه مقدارى پول بگيرد و عبد را به خدمت نگيرد . طلبة الطلبه ، كتاب وصيت
المقبرة -
موضع قبور .
در عرف فقيهان ، مكانى را گويند كه قبور در آن مجتمع مىشوند . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : نماز در ميان مقابر ( جمع مقبره است ) مكروه است . شرح لمعه ، كتاب صلات
المقتدى -
متابع . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقها ، كسى را گويند كه در نماز به شخص ديگر اقتدا كند . معجم لغة الفقهاء
اگر مقتدى نتواند بعضى ركعات و يا تمام آنها را درك نمايد . . . الفقه على المذاهب الاربعه ، ج 1
المقتر -
كسى كه معاش او ضيق است . در عرف فقيهان ، به معناى فقير است ، در مقابل موسع استعمال مىشود .
زنى كه براى او مهريه تعيين نشده و قبل از دخول مطلقه گرديده است به آن متعه داده مىشود . در مورد متعهء موسع و مقتر به اندازهء قدرت پرداخت مىنمايند .
شرح لمعه ، كتاب نكاح
المقرّبه -
مال و يا حق و يا عمل مورد اقرار مقر را گويند .
موارد استعمال : يكى از شرايط مقر به متمول ( چيزى كه عرفا مال باشد ) بودن آن