تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

ذمّى -

مقصود از آن اهل الذمّه است ( مراجعه شود به عنوان مذكور ) . موارد استعمال : مسلمان با قتل ذمّى قصاص نمىشود فقط مورد تعزير قرار مىگيرد . شرح لمعه ، كتاب قصاص

ذمّى مستتر -

كافر ذمّى باشد كه عمل خلاف شرع اسلام را به‌طور پنهانى انجام دهد و تظاهر ننمايد ، مثلا خوك و شراب به‌طور پنهانى نگاه‌دارى و مصرف كند . شرح لمعه موارد استعمال : خمر و خنزير ذمّى مستتر در صورت غصب ضمان‌آور است . شرايع ، كتاب غصب

ذنب -

عبارت است از امرى كه شرعا ارتكاب آن حرام است . كشّاف موارد استعمال : بنابر قولى تمام ذنوب كبيره است . جواهر الكلام ، ج 13

ذو الادوار -

داراى نوبت . در فقه ، كسى كه جنون او فصلى است روزى عاقل و زمانى ديگر مجنون است . موارد استعمال : امامت ذو الادوار مكروه است . شرح لمعه ، كتاب صلات به اين شخص « ادوارى » نيز اطلاق مىشود . شرح لمعه

ذو الاربع -

مردى كه چهار زن دارد . موارد استعمال : اگر ذو الاربع يكى از زنان خود را مطلّقه كند و قبل از تعيين آن بميرد درحالىكه پس از طلاق زن پنجمى را تزويج نموده است ربع تمام زنان به پنجمى تعلق مىيابد . شرح لمعه ، كتاب ارث

ذو الافراس -

رزمنده‌اى است كه با خود چندين اسب به جبههء جنگ آورده و لو اين كه سوار به آن‌ها جنگ نكرده است . شرح لمعه ، كتاب جهاد موارد استعمال : قابل ذكر است به ذو الافراس سه سهم از غنيمت تعلق مىيابد . شرح لمعه ، كتاب جهاد

ذو البيّنة -

كسى است كه براى اثبات دعواى خود بينه و شهادت صلاحيت‌دار داشته باشد . موارد استعمال : در ادعاى زوجيت قول ذو البيّنه مقدم است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

ذو الحليفة -

محلى است در شش ميلى مدينه كه مسجد شجره در آن واقع شده است . ميقات اهل مدينه ذو الحليفه مىباشد . شرح لمعه ، كتاب حج

ذو الحليلة -

مردى كه ازدواج كرده و زن دارد ، در مقابل عرب ( شخص مجرّد و بى زن ) استعمال مىشود . مجمع البحرين موارد استعمال : در حديث است كه عرب را به جاى ذو الحليله به جهاد تشويق مىنمودند . طلبة الطلبه ، كتاب سير

ذو الخيار -

كسى كه خيار به نفع او مقرر شده است خواه متعامل باشد ، خواه قائم مقام قانونى او مانند « وارث » ، خواه شخص ثالثى باشد كه خيارى به نفع او مقرر شده است . ترمينولوژى حقوق موارد استعمال : تصرف ذو الخيار در حيوان مورد معامله خيار حيوان را ساقط