مفلس
كسى است كه حاكم او را مفلس خواند و از تصرف در اموال محجور و ممنوع نمايد « 1 » . ر ك : تفليس .
مفوضه
هرگاه در نكاح و تزويج زنى صداق ذكر نشود او را مفوضة البضع گويند .
و اگر امر صداق به نظر يكى از زوجين يا فرد ثالثى واگذار شود زن را مفوضة المهر گويند .
اين كلمه چنان كه در المغنى و مسالك مىنويسد : به كسر واو و به فتح آن يعنى به صورت اسم فاعل و مفعول صحيح است « و تسمى المرأة مفوضة بكسر الواو لتفويضها أمرها الى الزوج اوالولى بلامهر أولانها أهملت المهر و مفوضة بفتح الواو لان الولى فوض أمرها الى الزوج اولان الامر فى المهر مفوض اليها ان شائت نفته و الا فلا » « 2 » . ر ك : تفويض .
مقارض
( به كسر راء ) - در قراض - به معنى مالك يا صاحب مال مىباشد .
مقارض
( به فتح راء ) به معنى عامل مىباشد . ر ك : مضاربه .
مقبوض بسوم
عبارت است از مالى كه شخص از ديگرى بگيرد كه آن را مورد دقت قرار داده و در آن نظر نمايد . اگر پسنديد آن را به همان ثمن كه بين آنها توافق حاصل شده خريدارى نمايد و الا آن را به صاحبش برگرداند .
مقبوض بسوم اگر در دست گيرنده تلف شود ضمان آن به عهدهء وى است ، يعنى اگر مثلى باشد ضامن مثل و اگر قيمى باشد ضامن قيمت است .
هامش
( 1 ) . مراجع فوق الذكر .
( 2 ) . المغنى ( ابن قدامه ) ج 7 ، ص 238 ، مسالك الافهام ج 1 كتاب نكاح ، المبسوط ( شيخ طوسى ) ج 4 ، ص 294 .