تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
تعيينى » مىنامند .

وضع تعيّنى

عبارت است از اختصاص لفظ به معنا از طريق كثرت استعمال ، بدين معنا كه لفظ در بادى امر در برابر معنايى جعل نگرديده و هيچگونه علقه و ارتباطى ميان آن دو وجود نداشته و ناگزير لفظ را به كمك قرينه در معنايى استعمال مىنمودند ، آنگاه به واسطه زيادتى استعمال ، علاقه ميان لفظ و معنا به اندازه‌اى پديد آمد كه در هنگام استعمال لفظ در معناى مورد نظر ، احتياجى به قرينه نبوده بلكه به مجرد استعمال بىدرنگ معناى مقصود به ذهن تبادر مىكرد ، اين قسم وضع را « وضع تعينى » مىگويند .

[ اقسام وضع ]

حضرات در تقسيمى ديگر ، اقسام وضع را چهار گونه به ترتيب زير دانسته‌اند :

1 - وضع خاص و موضوع‌له خاص

در اين قسم ، واضع معناى خاص را ملاحظه نموده و سپس لفظ را براى همان معناى مشخص قرار مىدهد ، همچون اعلام شخصيه . براى مثال پدرى نام فرزندش را محمّد مىگذارد . ملحوظ حال وضع ، فرد مشخّص و معين بوده و لفظ محمّد را بر آن فرد معلوم جعل مىكند . در اين‌صورت وضع خاص و موضوع‌له نيز خاص مىباشد .