تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩

2 - وضع عام و موضوع‌له عام

در اين نوع از وضع ، واضع معناى عامى را ملاحظه نموده و آنگاه لفظ را براى همان معناى كلى و عام قرار مىدهد . همچون وضع اسماء اجناس ، نظير انسان كه شامل همه افراد آن مىشود و واضع به هنگام وضع معناى كلى را مورد لحاظ قرار مىدهد ، سپس لفظ انسان را در برابر همان معناى عام و كلى جعل مىكند .

3 - وضع عام و موضوع‌له خاص

در اين حالت واضع به مانند قسم سابق معناى عام و كلى را مدّ نظر خويش قرار داده ، ليكن آن را بسان آيينه‌اى براى رؤيت افراد و مصاديق قرار داده و آنگاه لفظ را در برابر افراد آن قرار ميدهد . نظير وضع حروف و اسماء اشاره و ضماير و مانند اينها

4 - وضع خاص و موضوع‌له عام

اين قسم از وضع بدان معنا است كه واضع به هنگام وضع معناى خاصى را ملاحظه نمايد و سپس لفظ را براى معناى عام وضع كند و در اصطلاح بدان وضع خاص و موضوع‌له عام اطلاق مىكنند . برخى از اصوليّين تصوّر اين قسم را محال و غير ممكن دانسته‌اند و در مقابل دسته‌اى ديگر وقوع آن را ممكن ولى وجودش را در عالم خارج مورد انكار قرار داده‌اند .
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 269 | محمد حسين مختارى مازندرانى