تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
منتها برخى از محقّقان اين مقدّمه را يه عنوان مقدمات حكمت نپذيرفته‌اند .

مقدمه و ذى المقدمه

در اصطلاح علم اصول هرگاه دو چيز چنان با يكديگر وابسته باشند كه يكى از آنها بر ديگرى متوقف باشد ؛ در اين صورت اولى را ذى المقدمة و دومى را مقدمه خوانند . چنان كه در مقدمات واجب جملگى اين معنا جريان دارد .

مقدمهء خارجى

هرچيزى كه واجب بدان توقف داشته باشد ، و داراى وجودى مستقل خارج از وجود واجب باشد ، مقدمهء خارجى خوانند . مانند طهارت نسبت به نماز . گفتنى است علماى اصول مقدمهء خارجى را به اقسامى چون علّت تامه ، سبب ، مقتضى ، شرط ، عدم مانع و معدّ تقسيم نموده‌اند .

مقدمهء داخلى

مقصود از مقدمهء داخلى ، جزئى از اجزاى واجب مركب مىباشد . همچون ركوع نسبت به نماز . علت نامگذارى اين مقدمه به « داخلى » آن است كه جزء در قوام مركب داخل است و مركب