م
مأول
آن است كه معناى كلامى روشن است ، ولى معناى ديگرى نيز در آن محتمل است و از طرفى قرينهاى در بين باشد كه آن احتمال هرچند مرجوح است و ليكن مقصود متكلم است .
مباحث الفاظ
به يك سلسله از مباحثى اطلاق مىگردد كه علماى اصول در اطراف معانى الفاظ و ظواهر آن بطور گسترده به بحث و بررسى مىپردازند ، نظير بحث از ظهور صيغهء « افعل » در وجوب و ظهور صيغهء « نهى » در حرمت و امثال آن .
متباين
الفاظ گوناگونى كه هر يك داراى معناى مستقل و جداگانه بوده به نحوى كه بطور كلّى هيچ سنخيّت و اشتراكى ميان معانى آنها نباشد ، آن الفاظ را نسبت به يكديگر « متباين » خوانند ، چنان كه بسيارى از كلمات چنيناند .