( ث )
ثبوت ظاهرى
آنست كه حكمى به حسب ظاهر كلام مولى استنباط گردد و از ظهور خطاب برداشت شود اگرچه مراد واقعى و جدى مولى نبوده باشد ، مثلا مولى فرموده :
اكرم العلماء ، ظاهر كلام آنست كه حكم وجوب اكرام براى جميع علما ثابت است چه عادل و چه فاسق ، ولى پس از مدتى كه مخصص آمد و فرمود لا تركم الفساق منهم ، آن ظهور اولى مرتفع شده و ظهور ثانى برطبق مفاد و مدلول مخصص پديد مىآيد و معلوم مىشود كه از همان آغاز امر مراد واقعى مولى خصوص علماء عدول بوده است .
ثبوت واقعى و نفس الامرى
آنست كه حكمى بر حسب واقع و لوح محفوظ هم ثابت بوده نه اينكه تنها از ظاهر خطاب استفاده شود ، بلكه به لحاظ وجود مصلحت و ملاك در متعلق آن حكم يعنى فعل مكلف ، واقعا مراد مولى بوده منتهى پس از مدتى آن ملاك يعنى مصلحت يا مفسده مرتفع شد و بدنبال آن حكم هم نابود شد .