موضوع ديگرى اصلا ندارد ، بهطورىكه وجود جزا بدون وجود آن شرط ، از محالات است و معقول نيست مانند : « ان ركب الامير فخذ ركابه » ، اخذ ركاب متوقف است بر ركوب امير و اگر ركوب امير نبود ، اخذ ركاب معنى ندارد .
ب : توقف جعلى و تشريعى :
در موردى است كه جزا عقلا توقف به شرط ندارد بلكه شارع يا جاعل ديگر آمده او را متوقف كرده بر يك شرطى كه با رفتن شرط هم ، حكم و جزاء قابليت بقا را دارد مثل : « ان كان زيد عالما فاكرمه » كه وجوب اكرام عقلا متوقف بر عالميت زيد نيست بلكه بدون آنهم قابل بقاست .
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: احمد قلى زاده
ص٨٥