تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
عقل و عرف آن را به انشائات مستقله‌اى ، به تعداد افراد عالم تقسيم مىكند . مثل اين است كه به‌طور جداگانه براى احترام هر عالمى فرمان صادر شده باشد . به بيان ديگر اگر صد عالم وجود داشته باشد ، با احترام همهء آنان صد امتثال تحقق يافته است ، و اگر فقط پنجاه نفر از آنان را احترام كنند ، طبعا پنجاه امتثال و پنجاه عصيان محقق شده است . 2 - انحلال به واسطه اجزاى متعدد : مثلا وقتى مولى فرمود ، « نماز صبح واجب است » اين وجوب داراى وحدت حقيقى است كه به اعتبار اجزاى خود تعدد اعتبار پيدا مىكند ، زيرا نماز مركبى است كه تمام اجزاى و ابعاض آن با همان حكم واجب شده است . پس حكم در مورد مركب به تعداد اجزاى آن مركب منحل گشته است . ج : انحلال حكم وضعى : هنگامى كه با انشاى واحد حكم وضعى صادر مىشود : 1 - گاهى اين حكم به احكام وضعيهء مستقله متعدد منحل مىگردد ، مثلا فروشنده اجناس مختلفه‌اى در را معرض فروش قرار داده ، و براى هر جنسى قيمتى مشخص كرده است ، حال مىخواهد براى هر جنسى بيع مستقلى انجام دهد ، مىگويد : اين اجناس مختلفه را فروختم با قيمتى كه براى هريك معين كرده‌ام ، در اينجا گرچه با يك صيغه بيع را محقق كرده است ، اما اين يك بيع و تمليك به بيع و تمليكهاى متعدد مستقل منحل مىشود ، به‌گونه‌اى كه هريك احكام خاص خودش را خواهد داشت . 2 - گاهى به اجزاء غير مستقلهء متعددى تقسيم مىشود مثلا فروشنده بگويد : اين خانه را فروختم ، گرچه بيع بيش از يكى نبوده ، اما به دليل آنكه خانه داراى اجزاء است ، طبعا به تعداد اجزاى مركب منحل مىگردد ، در نتيجه هر جزء از خانه مورد معامله ضمنى است ؛ و اگر بعد از معامله معلوم گردد كه بعضى از مبيع مال غير بوده ، در آن صورت خريدار خيار تبعض صفقة دارد .
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 66 | احمد قلى زاده