مسدود است يعنى نه از طريق خبر واحد مىتوان علم به حكم شرعى پيدا كرد چون ظنى الصدور است و نه از طريق اجماع منقول و نه از طريق شهرت و . . . از هيچكدام نمىتوان علم به حكم پيدا كرد كه در اين صورت انسداد كبير حاصل است .
انسداد نوعى
آن است كه در نوع مسائل خاص و احكام مترتب برآن راه علم مسدود است .
انصراف
آن است كه از شنيدن لفظ مطلق ، ذهن ما منصرف و متوجه شود به سوى يك فرد يا يك صنف ديگر از آن لفظ مطلق ، نه به سوى معناى آنكه اطلاق دارد .
مثلا از شنيدن كلمهء حيوان ، ذهن عرف انصراف پيدا مىكند به غير انسان ، ولى خود انسان به ذهن نمىآيد .
انصراف بدوى
آن است كه انصراف سرچشمه از خود لفظ نگرفته بلكه سبب و منشأ خارجى دارد . مثلا : به آن ، فرد يا صنف معينى در خارج غلبه وجودى دارد يا انسانهاى يك منطقه با آن صنف سروكار زيادترى دارند و در اثر اين ارتباط زياد ، ذهنشان مأنوس شده با اين فرد يا صنف و از شنيدن آن لفظ همين مصداق به ذهن آنها مىآيد بدون اينكه ظهور لفظى در كار باشد . مثلا با شنيدن كلمهء انسان ذهن ما منصرف مىشود به سفيدپوست و در هر منطقهاى مردم آنجا با صنف خاصى از يك مطلق انس دارند يا غلبه وجودى دارند ، تا مطلق گفته شود ، آن فرد به ذهن مىآيد .