تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
ما در زمانى به سر مىبريم كه در اقاليم ما مردم خاورميانه ، تحولاتى چند به وقوع پيوسته يا در حال به وقوع پيوستن است . از جملهء اين تحولات ، تحولات انتشاراتى است . امروزه وضع كتاب ، از هر لحاظ ، با 40 بلكهء 20 سال پيش فرق فاحش كرده است . خوانندهء كتاب نيز نسبت به آن روزگار زيادتر شده است بويژه در ميان جوانان . از اين‌رو ناشران بسيارى نيز به هم رسيده‌اند كه به كار نشر كتابهاى مذهبى مىپردازند . بدينگونه كتاب نشر مىشود و به فروش هم مىرسد . و بالاترين تيراژ نيز از آن كتابهاى دينى است . ولى اين موضوع به همان اندازه كه خوشحال كننده و اميد - آفرين است ، و از مقبوليت علم و فرهنگ و دين نزد جامعه حكايت مىكند ، به همان اندازه نيز اضطراب آور و نگرانى آفرين است ، بويژه اگر به يك نكتهء مهم ديگر توجه كنيم . و آن نكته اين واقعيت اجتماعى است كه اكنون سالهاست كه نسل جوان جامعه ، پيشترين بخش معلومات دينى خود را از طريق مطالعه و خواندن به دست مىآورد ، و شخصيت دينى و اسلامى خويش را با كتاب مىسازد . زيرا گرفتاريهاى تحصيلى و شرايط دنياى ماشين و صنعت و . . . مجالها را اندك ساخته است و روابط را پوك . پدران و مادران نيز ، يا خود معلومات دينى كافى ندارند ، يا براى انتقال دقيق و درست معلومات خود به فرزندان فرصتى نمىيابند . و مىبينيم كه بسيارى از اين پدران و مادران ، به منظور اداى تكليف خويش ، در مورد تربيت دينى فرزند ، براى او كتاب مىخرند ، يا هزينهء خريد كتاب در اختيار او مىگذارند . و خويشتن را از اين بابت
مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 149 | محمد رضا حكيمى