مىگيرد ، براى روشن كردن نادرستى آن كتاب بسنده است ، با اين حال ، پس چرا كتابى از ردهء « عبقات » نوشته مىشود ؟ براى اينكه عبقات كتاب است ، نه دستمايهء فلان ناشر ، يا سرگرمى اجتماعى فلان آقا ، يا وسيلهء نام و نشان فلان جوان ، يا خرافهپراكنيهاى فلان پير ، يا كسب تازهء فلان كاسب مؤلف دينى شده ، يا افادات فلان روضه خوان به هوس تأليف افتاده و . . . عبقات نوشته مىشود تا بگويد : اين است تربيت علمى در اين مكتب ، و اين است شناخت و علم و عمق و ژرفنگرى . عبقات نوشته مىشود تا بگويد :
اين است كارنامهء يك تربيتيافتهء فرهنگ جعفرى . عبقات نوشته مىشود تا بگويد : اى جوامع بشرى ، اى معاهد علمى ، اى متفكران عالم ، اى استادان دانشگاهها ، اى ناقدان بصير ، اى محققان توانا ، اى حقوقدانان ، اى انسانگرايان ، اى آزادگان ، و اى حق پرستان جهان ، اين است سند حق ، و حقانيت حق .
همچنين عبقات ، نشانهء بزرگترين احترامى است كه تربيت - يافتگان يك مكتب ، به جامعهء بشرى و شعور انسانى مىگذراند .
زيرا اين تربيتيافتگان ، با نوشتن چنين كتابهايى ثابت مىكنند كه براى روبرو شدن با بشريت و دعوت انسان به حقيقت ، تا اين اندازه به خرد آدمى ارج مىنهند ، كه سخن خويش ، همراه اينهمه پژوهش و استناد و تتبع و دليل ، عرضه مىدارند ، و انسانها را والاتر از اين مىدانند كه هر مطلب نامستندى ، و هر عرضهء مبتذلى ، و هر تخطئهء ناجوانمردانهاى ، و هر تزوير و خيانتى را به نام فكر و نوشته به خورد آنان دهند . از اينجا به اين نكته توجه مىيابيم كه
مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: محمد رضا حكيمى
ص١٥٢