برى الذّمه مىدانند .
در هر حال و در هر صورت ، كتابى كه به نام دين ، و با عنوان دينى ، نوشته مىشود ، هم چاپ مىشود و هم به فروش مىرسد ، و هم خواننده پيدا مىكند ، هر چه و هر گونه كه باشد ، آن هم خوانندگان بسيار ، و در سطوح مختلف ، بويژه در نسل جوان .
اينكه نسل جوان را ياد مىكنم نبايد يك امر مهم ديگر را از نظرها دور بدارد . و آن امر ، مراجعهء ديگر طبقات است به كتابهاى دينى . هنگامى كه انسان كتابى نوشت و به ناشرى سپرد ، بايد توجه داشته باشد كه پس از انتشار به دست صدها كس مىرسد .
و مردم جامعه آن را ، به دلايل گوناگون ، مىبينند : عالم و غير عالم ، استاد و شاگرد ، موافق و مخالف و . . . بنابر اين بايد استناد و برداشت و عرضهء مسائل در كتابهاى دينى ، به گونهاى باشد كه ، دست كم ، در ضرر آن بسته باشد ، و نويسنده در برابر خداوند ، و پيامبران ، و امامان ، و وجدان ، و علم ، و تاريخ ، و فرهنگ شرمسار نباشد ، و صدمه رسان ، و انحطاط آفرين ، و تفرقه افكن ، و حيلت آموز ، و ابتذال پراكن ، و در نتيجه خائن به شمار نيايد .
سرمايهء اصلى ، نسل جوان است . و حال كه چنين است كه بسيارى از جوانان ، درك و برداشت دينى ، و شعور اعتقادى ، و هويت شناختى اسلامى خويش را از كتابهاى فروشگاهها ، و سر بازارها ، و بساطها مىگيرند ، آيا نويسندگان اين كتابها چه تكليفى بر عهده دارند ؟
مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: محمد رضا حكيمى
ص١٥٠