است كه : « نزول قرآن بر گونه مقصودم تويى و تو اى همسايه آن را بشنو است * اياك أعنى و اسمعى يا جارة . » « 28 » پس اين آيه دليل بر آن نيست كه پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - نمىدانسته كه علّيّون چيست ، و چگونه ممكن است چنين بوده باشد در صورتى كه آن را براى ما معنى و تفسير كرده است ، بلكه اساسا اين جمله دلالت بر نفى علم به اين مقام به اندازه دلالت بر اين كه آن مقامى عظيم است ندارد ، و خدا دانا است .
[ 20 ] و در اين مقام شامخ وجود دارد :
كِتابٌ مَرْقُومٌ
- كتابى رقم زده . » گفتند : اين جمله حكايت از نامه عمل ابرار دارد ، و آن كتابى است كه به صورت واضح و روشن نوشته شده و هيچ ابهام و پيچيدگى در آن وجود ندارد ، و ممكن است كه اين جمله تفسيرى براى علّيّون بوده باشد ، به اعتبار اين كه كتابى برتر و بالاتر است ، از آن روى كه اعمال صالح در آن نگاشته شده ، و خدا دانا است .
[ 21 ] مقربان از بندگان خدا گواهانى بر اين كتاب كريمند ، پس به آن شادمان مىشوند و براى صالحان طلب آمرزش مىكنند تا به حسنات بيشتر دست يابند .
يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ
- مقربان درگاه آن را مشاهده مىكنند . » / 423 تنها حضور مقربان در نزد كتاب كرامت و گواهى ايشان بر آن است ، و لذا شهادت در اين جا به معنى حضور و توقيع است ، و اما مقربان - بنا بر آيه بعد - گروهى از آدميزادگاناند كه مىخورند و مىآشامند ، و آنان همان كساناند كه آيات سورة الواقعة از آنان بدين گونه ياد كرده است :
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
، و شهادت آنان را خدا با اين گفته بيان كرده است :
وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ
. « 29 »
هامش
( 28 ) - بحار الانوار ، ج 92 ، ص 382 .
( 29 ) - النحل / 89 .