در روز قيامت به دست نمىآورد ، چه اين گناهان به صورت پردههاى ستبرى در مىآيد كه از رسيدن انوار درخشان خدا جلوگيرى مىكند .
كَلَّا
- هرگز . » پس همگان مىبايستى از تسليم شدن به گناهان و ارتكاب پياپى آنها خوددارى ورزند تا چنان شود كه دلهاشان را زنگ فرانگيرد ، و به چنين عاقبت بدى نرسند :
إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ
- آنان ، در آن روز از پروردگار خويش باز پوشيدهاند . » گناه آنان را از رحمت و مهر و رعايت خدا محجوب و محروم ساخته ، به همان گونه كه از نور لقاى خدا و مشاهده او با حقيقت ايمان بازداشته است ؛ مگر بزرگترين نعمت خدا بر مؤمن خرسندى وى از او ، و مناجات بنده با خدا و ملاقات كردن قلبش با نور او نيست ؟ همين است كه نعيم دايمى مورد تلاش مؤمن براى دست يافتن به آن است ، و بزرگترين جايزهاى است كه توقع دريافت آن را از پروردگار خويش دارد . و در حديث آمده است كه : « اهل بهشت در هر شب جمعه عرش خدا را زيارت مىكنند ، و به نور پروردگارشان مىنگرند و در برابر او به سجده مىافتند » .
امام زين العابدين - عليه السلام - از اين ملاقات شوق انگيز و مايه حيرت در ميان بنده و پروردگار در مناجاتش بدين گونه ياد مىكند : « همتم به سوى تو راه يافت ، و رغبتم به جانب تو منحرف شد ، پس تو ، و نه جز تو ، مراد منى ، و براى تو ، و نه براى ديگرى ، بيدار مىمانم ، و لقاى تو مايه روشنى چشم من است ، و پيوستن به تو منتهاى آرزوى جانم ؛ شوقم به سوى تو است و عشقم همه به دوستى تو ؛ دوستى تو مايه شيفتگى من و خرسندى تو منتهاى اشتياق من است ؛ به ديدن تو نيازمندم ، و در جوار تو بودن را خواستارم ، و نزديكى تو مايه سوز و گدازم و زايل كننده اندوهم . . .
تا آن جا كه مىگويد : اى نعيم و فردوس من ، مرا از خود دور مكن ، و اى / 418 دنيا و