تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
بر مىدارد ؛ ممكن است فطرت آدمى گاه از شناخت بعضى از حقايق پوشيده محجوب و محروم بماند ، ولى نمىتواند از حقيقتى بدين آشكارى غافل و ناآگاه باشد . به خطر انداختن زندگى كودكى كه خدا او را به پدر و مادرش بخشيده و آنان را حاميان او قرار داده ، و در جان ايشان محبت و مهربانى نسبت به او را به وديعه نهاده ، و بلكه او را نيازى گرانبها براى آنان قرار داده ، هرگز روا نيست ، پس چگونه روا است كه او را در خاك كنند ، و چگونه شخصيت اين پدر يا آن مادر كه به دختركشى پرداخته‌اند مسخ شده ، و چگونه جامعه به آنان اجازه داده بوده است تا به ارتكاب چنين جنايت پليد و هولناك بپردازند ، و در برابر اين كار زشت و جدان جامعه چه واكنشى نشان مىداده ، و مبلغان خير و صلاح و اهل دين و تقوا چگونه مىانديشيده و چگونه خاموش مانده بوده‌اند ، و رحمت و دوستى و محبت در كجا بوده ، و صاحبان فرهنگ و انديشه چه مىكرده‌اند ؟ وقوع اين گناه و جريمه زشت در جامعه جاهلى گواهى بر آن بود كه اين جامعه به پايين‌ترين درجات پستى و رذالت سقوط كرده بود ، و بدين گونه پرسش درباره موءودة هر جامعه جاهلى و هر ارزش ناروا و باطل را محكوم مىكند . زنده به گور كردن دختران از زشت‌ترين و دردناكترين داستانهاى جاهليت است و ، چنان كه گفتيم ، / 355 از ديدگاههاى مختلف سستى فكر جاهلى را محكوم مىكند ؛ و از ابن عباس روايت شده است كه . . . چون زنى در جاهليت باردار مىشد ، گودالى حفر مىكرد و در وقت فرا رسيدن درد زادن بر كنار آن مىنشست و اگر نوزاد دختر بود ، آن را به ميان گودال مىانداخت و با خاك آن را مىپوشاند ، و اگر پسر بود او را براى خود نگاه مىداشت ، و بعضى از آنان به اين عمل زشت خود افتخار مىكردند و گوينده‌اى از ايشان چنين گفته است :
سميتها اذ ولدت تموت * و القبر صهر ضامن زميت « 5 »
هامش
( 5 ) - يعنى آن دختر را ، در برابر پسران كه « يحيى » يعنى « زنده مىماند » ناميده مىشدند ، « تموت » ناميد كه به معنى « مىميرى » است .