خدا در ديوان داورى خود براى مظلوم حق و تسلطى بر ظالم قرار داده است ، و او نخستين كسى است كه مورد پرسش قرار مىگيرد تا ستمى را كه بر وى رفته است شرح دهد ، و بعضى ديگر « سئلت » را « سألت » خواندهاند و امكان آن وجود دارد كه اين خود گونهاى از تفسير بوده باشد ، و ابن عباس از پيامبر - صلى اللَّه عليه و آله - روايت كرده است كه گفت : « زنى كه فرزند خود را زنده به گور كرده است ، در قيامت به صورتى حاضر مىشود كه فرزندش خونالوده به پستان او آويخته است ، و آن فرزند مىگويد : پروردگارا ! اين مادر من است و همو بود كه مرا كشت » . « 3 » از اين حديث و از نصوص و آيات متعدد و مدارك تاريخى چنان بر مىآيد كه عادت زشت دختركشى در جهان عرب رواج داشته ، و رسالت الاهى به محاربه با آن پرداخت و آن را ريشه كن كرد ، و شايد حديث بعدى گوشهاى از اين عادت پليد را آشكار سازد : بنا بر روايت ، / 354 قيس بن عاصم به نزد پيامبر - صلى اللَّه عليه و آله - آمد و گفت : « يا رسول اللَّه ! من هشت تن از دخترانم را در روزگار جاهليت زنده به گور كردم ، و پيامبر ( ص ) گفت : براى هر يك از آنها بردهاى را آزاد كن ، و او گفت : يا رسول اللَّه ، من شتر دارم ، و پيامبر گفت : اگر مىخواهى براى هر يك از آنها شترى را قربانى كن » . « 4 »
بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ
- به چه گناه كشته شد . » اين پرسش سراسر جاهليت را گرفتار بحرانى سخت مىسازد ، و اگر فرض كنيم كه عذرى براى نپذيرفتن رسالت الاهى ، يا سكوت در برابر ستمگرى ثروتمندان به فقيران ، يا پرداختن به جنگهاى داخلى داشته ، آيا براى كشتن دختران بدين صورت زشت هيچ عذر و بهانهاى داشته است ؟ ! اين كار زشت و قبيح از بطلان فلسفهاى كه مؤيد آن است ، و در نتيجه بطلان همه ارزشهاى جاهليت پرده
هامش
( 3 ) - القرطبى ، ج 19 ، ص 234 .
( 4 ) - تفسير الدر المنثور ، ج 6 ، ص 320 .