تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
[ 42 ] و هنگامى كه آدمى بر آن مىشود كه به چيزى كفر ورزد ، با پرداختن به شك درباره آن و اين كه نمىداند چگونه صورت مىپذيرد و به كدام صورت و در كجا . . . اين كفر را در نظر خود پسنديده جلوه‌گر مىسازد . . . و به همين گونه بود كه كفار به شك كردن درباره آخرت خود را مشغول مىكردند و از يكديگر مىپرسيدند : خدا چگونه استخوانهاى پوسيده را دوباره زنده مىكند ، و چه وقت ، و به چه جهت اين اندازه مدت دراز تجديد حيات به تعويق مىافتد ؟ چرا تا كنون كسانى كه در آغاز زمان مرده‌اند بعث و تجديد حيات پيدا نكرده‌اند ؟ و همچنين . . . ولى همه اين پرسشها نمىتواند حقيقت ساعت را نفى كند ، و آن بدون شك واقع خواهد شد .
يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها
- از تو درباره ساعت رستاخيز مىپرسند كه هنگام آن چه وقت است . » چه وقت استقرار پيدا مىكند به همان گونه كه كشتى با لنگر انداختن در كرانه قرار مىگيرد ؟ [ 43 ] ولى خدا دانش آن را از همگان پوشيده نگاه داشته است ، و بلكه براى آن وقتى معين نكرده است ، و هر وقت كه بخواهد آن را مقرر مىدارد ، و بنا بر حديثى رسول اللَّه ( ص ) گفته است : « قيام ساعت جز به خشمى كه خدا به آن خشمناك مىشود ، صورت‌پذير نخواهد شد » . « 11 » ولى شناختن ميعاد ساعت او و ندانستن آن در واقعيت ساعت تغييرى پديد نمىآورد . و آن به درجه‌اى بزرگ است كه آسمانها از وقوع آن بيمناك مىشوند ! پس چرا آن را به ياد نمىسپاريم و آنچه را كه براى آن لازم است فراهم نمىآوريم ؟
فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها
- تو از دانش و ياد آن چه مىدانى ؟ » به نظر من معنى اين آيه چنين است : تو كجا و داستان و قصه آن كجا ، و به چه سبب آن را به ياد خود نمىآورى ، و معنى آن ، چنان كه بعضى گفته‌اند ، اين
هامش
( 11 ) - القرطبى ، ج 19 ، ص 209 .