صيحه دوم اهل آسمانها ؟ ! هر چه باشد ، صاعقهاى هولناك است كه جانها را گرفتار هراس مىسازد .
[ 8 - 9 ] تپش دلهاى فاجران سرعت مىگيرد ؛ آيا پس از بيم و هراس ساعت قيامت ، و پس از آن كه فرصتهاى دنيا را از كف داده و چيزى براى خود ذخيره نكردهاند تا مايه نجات ايشان شود ، به كجا مىتوانند بگريزند ؟
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ * أَبْصارُها خاشِعَةٌ
- دلهايى در آن روز بيمناك است ، و چشمهاى ايشان فرو افتاده و در حال خشوع . » ولى مؤمنان از هول و فزع آن روز در اماناند ، بدان روى كه آن اندازه كارهاى نيك براى خود ذخيره كردهاند كه جانهاشان را لبريز از آرامش مىسازد .
[ 10 ] مدتهاى دراز به زنده شدن پس از مرگ كفر ورزيدند ، و همه ايستارهاى خود را بر اساس همين كفر بنا نهادند ، و اكنون به خطاى خود پى بردهاند .
يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ
- مىگويند : آيا ما را به حافره يعنى به راهى كه از آن آمديم و با اثر پاى خود آن را حفر كرديم ، باز مىگردانند ؟ ! » بدين گونه رستاخيز را براى خود بعيد مىشمارند تا متحمل مسئوليتهاى آن نشوند .
[ 11 ] و در صدد آن بر مىآيند كه بعيد شمردن بعث و رستاخيز را درست و شايسته جلوه دهند و مىگويند : چگونه ممكن است اين استخوانهاى پوسيدهاى را كه وزيدن باد از سوراخهاى فراوان آنها صداهايى از آنها بيرون مىآورد ، بار ديگر به زندگى باز گردانند ؟
أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً
- در آن هنگام كه به صورت استخوانهاى خرد شده و پوسيده در آمدهايم . » / 291 از كتاب الخليل نقل شده است : نخرت الخشبة يعنى چوب كهنه و سست شد تا آن حد كه چون آن را دست بزنند از هم بپاشد ، و استخوان ناخر نيز چنين