طبرسى روايت را چنين نقل كرده است كه : « خم نمىشويم بدان سبب كه اين براى ما ننگ است » پس رسول اللَّه ( ص ) گفت : « در آن دين كه در آن ركوع و سجودى نباشد ، خير و خوشى وجود ندارد » ، « 57 » و اين را بيشتر مفسران ياد كردهاند . و از نظر دو امر اساسى نماز مخصوصا به صورت ركوع بيان شده است :
/ 238 اول : بدان سبب كه به صورت كنايه از نماز ياد شده است ، چه آشكارترين عمل در نماز همان ركوع است ، و از همين روست كه واحدهاى نماز را به ركعتها مىخوانند ، و نماز نمايندهء ستون دين است ، و ذكر مخالفت و نافرمانى و سركشى ايشان در برابر خدا در رساترين اوامر و شرايع او ، آشكارترين دليل بر عصيان و تكذيب ايشان محسوب مىشود .
دوم : بدان سبب كه نماز مظهر پرستش خدا است ، و ركوع در آن رمز و اشاره خضوع و تسليم و نمود عملى آن است ، و صورت بيانى تكذيب مكذبان و سرپيچى آنان از تسليم شدن به خدا و رهبرى مكتبى از طريق تجسم يافتن با ركوع و سجود از تجسم يافتن به هر صورت ديگر بهتر و بيشتر آشكار مىشود ، و بنا بر اين اساس ، مىتوانيم در اين جا ركوع را علامت تسليم به همه مفردات بدانيم آن را تنها مخصوص ركوع نماز در نظر نگيريم ، و در نتيجه رد كردن تسليم - به همه معانى آن - مستلزم ويل براى مكذبان است .
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
- واى بر مكذّبان در آن روز . » يعنى كسانى كه حقايق را تكذيب مىكنند ، كه آشكارترين و مهمترين آنها چنين است :
نخست : آخرت ، بدان جهت كه اساس ايمان آدمى به ديگر ارزشها و حقايق الاهى است ، و نيز اساس ملتزم بودن او به همه مفردات دين در زندگى .
دوم : قرآن كريم كه گفتار خدا براى مردمان است ، و آن كس كه سخن و گفتار پروردگارش او را اصلاح نمىكند ، و از آيات او براى درمان دردهاى وى
هامش
( 57 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 419 .