گوناگون در تصرف ايشان است ، پس بهرهمند شدن از رضوان الاهى معنايى ندارد ، بدان سبب كه آنان تبهكاراناند ، و هيچ جرم و گناهى بزرگتر از تكذيب جنّ از طرف انسان و پرداختن او به باطل در زندگى نيست ، خواه اين كار را فقيرى به انجام رسانيده باشد يا صاحب ثروتى . / 237 و از سوى ديگر ، ما را به اين امر هدايت مىكند كه تلاش شديد آدمى براى دست يافتن به وسايل بهرهمندى بيشتر از دنيا ، عامل اساسى در گمراهى و پرداختن او به هر گونه جرم و گناه است . . . و براى اين امر هيچ درمانى در نفس شخص تباهكار جز آن وجود ندارد كه درباره عاقبت كار خود در يوم الفصل قيامت بينديشد ، چه اين گونه تفكر مىتواند او را بر آن دارد كه از متاعهاى اندك و كوتاه مدتى كه مىتواند در اختيار او قرار گيرد و موجب ويل دايمى در آن روز شود ، چشم بپوشد ، و همين بيان كننده ارتباط ميان آيه 16 و گفته خداى تعالى است كه پس از آن مىگويد :
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
- واى بر مكذّبان در آن روز . » هنگامى كه حقايق آن در فهم و جان آدمى حضور پيدا مىكند ، باشد كه به ترك تبهكارى و نيز هر خوردنى و متاعى كه خدا به آن رضا نمىدهد ، كشيده شود ، و از آن ترك تكذيب و جانشين شدن با احسان و طمع بستن در نعيم آخرت براى وى امكانپذير گردد ، بدان سبب كه جاذبيت و فريبندگى شهوتهاى دنيا با هيچ چيز همچون جاذبه بهشت و هراس دچار شدن به سرنوشت مكذبان و مجرمان و توجه كردن و فهميدن عذابى كه چشم به راه مكذبان است ، نمىتواند مقابله و دفع شود .
قرآن ، سواى تلاش در پى رسيدن به متاعهاى دنيا ، و علاوه بر تبهكار بودن ايشان ، صفت ديگرى را درباره مكذبان بيان مىكند كه همان تسليم نشدن ايشان به اوامر خدا و خاضع بودن در برابر او است .
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ
- و چون به ايشان گفته مىشود كه نماز و ركوع كنيد ، ركوع نمىكنند . » مقاتل گفته است كه : اين آيه در حق مردم ثقيف نازل شد كه چون رسول خدا ( ص ) آنان را به نمازگزاردن فرمان داد ، گفتند : ما خم نمىشويم ، و علامه