سودى به دست نمىآيد ، هرگز به درمانى دسترس پيدا نخواهد كرد ، و بنا بر اين هر كس به خدا ايمان نياورد و تسليم حجتها و دلايل آشكار او نشود ، پس از آن ديگر به چه چيز مىتواند ايمان بياورد ؟ !
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
- پس ، بعد از آن به چه سخنى ايمان خواهند آورد . » از آن روى كه همه سخنان جز سخنان خدا در بيان حق و مشتمل بودن بر آن هرگز به سطح كلام خدا نمىرسد ، نيروى بيان و راهنمايى آن را ندارد ، و چگونه مىتواند سخن مخلوقى به درستى / 239 و بلاغت سخن خالق جهان برسد ؟ ! از آيه به اين مطلب راهنمايى مىشويم كه هر كس كه به سخن قرآن ايمان نياورد ، و بنا بر اين به حديث آخرت نيز مؤمن نشود ، درباره هر چيز و هر سخن چنين خواهد بود ، بلكه حتى درباره هستى خودش كه آشكارترين موجودات براى او و همچون آفتاب جهانتاب در آفاق است نيز گرفتار شك و ترديد باقى خواهد ماند .
مفسّران در اين باره با يكديگر اتفاق نظر دارند كه مقصود از « حديث » همان قرآن است و مىتوان آن را بدين گونه توجيه كرد كه حديث و سخنى درباره جهان ديگر است ، و به تعبيرى درستتر چنين مىگوييم : آن عبارت از قرآنى است كه از آشكارترين احاديث و سخنان آن ، پس از آشنا كردن آدمى به پروردگارش ، سخن از آخرت است ، كه موضوع آن ، از لحاظ كمّى و كيفى ، و در فرهنگ اسلامى به صورت عام ، از اهميتى بزرگ برخوردار است .