آنچه راجع به هر نفسى بود « 1 » ، آن هم به انفراد مانند عبادات و احكام آن « 2 » ، يعنى حدود و حقوق شخصى ، فردى و خصوصى ، چرا كه « حقوق خصوصى » مجموع قواعد حكم بر روابط افراد است « 3 » ، دوم آنچه راجع به اهل منازع بود « 4 » ، آن هم مشاركت مانند مناكحات و ديگر معاملات ، يعنى حدود و حقوق خانواده ، خانوادگى و احيانا گروهى و حتى عمومى « 5 » ، سوم آنچه راجع به اهل شهر و اقليمها بود ، مانند حدود و سياسات « 6 » ، يا حدود و حقوق ملى و بين المللى عمومى و دولتى ، چرا كه حقوق عمومى ، قواعدى است كه بر روابط دولت و مأموران او با مردم حكومت مىكند و سازمانهاى دولتى را منظم مىسازد « 7 » ، و حقوق بين الملل نيز بر روابط بين دول و ملل حكومت داشته يا مىتواند داشته باشد ، خواجه در همين راستا تأكيد مىكند اين نوع علم را « علم فقه » خوانند « 8 » . دو بخش اول فقه و علم فقه هر
هامش
( 1 ) - محقق قمى ، قوانين الاصول ، ج 2 ، تهران : علميه اسلاميه ، 1363 ، ص 1 به بعد .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان .
( 5 ) - همان .
( 6 ) - ناصر كاتوزيان ، مقدمه علم حقوق ، تهران : انتشارات اقبال ، 1362 ، ص 12 .
( 7 ) - همان ، صص 66 - 65 .
( 8 ) - همان .