تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى ( قده ) در عصر غيبت ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
در پايان بايد بگويم كه آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه علاوه بر اينكه مشروعيت نظام اسلامى را الهى - مردمى مىدانند ، معتقد به نظريه ولايت انتصابى فقيه كه مقيد به احكام شرعيه و مصلحت سياسى ، اجتماعى امت اسلامى و قدر مشترك بين ولايت انتصابى عامه فقيهان و ولايت انتصابى مطلقه فقيهان است ، مىباشند و تمايل معظم له - با قيد مصلحت نظام سياسى و اجتماعى امت اسلامى و آنچه كه از شاگردان ايشان نقل مىشود - همگى شاهد بر اين مدعى هستند كه ايشان تمايل به اين نظريه دارند ، از آنجايى كه وى در كنار امام خمينى قدّس سرّه در سرنگونى رژيم استبدادى پهلوى نقش به سزايى در هدايت مردم در دوران تبعيد امام قدّس سرّه داشته‌اند ، در نظريه حكومتى و فقه سياسى خويش به طور محسوس با آنچه كه امام خمينى قدّس سرّه انديشيده‌اند و در حركت و مبارزه ملت ايران و انقلاب اسلامى مشهود بود ، مغايرت ندارد و شاگردان محترمشان از جمله آيت اللّه صابرى همدانى و كريمى جهرمى به اين مهم اذعان دارند كه معظم له اولين كسى هستند كه در كنار امام خمينى قدّس سرّه به همان گستردگى ، نظريه انتصابى ولايت مطلقه فقيهان را بيان كرده‌اند ، البته اين حدود اختيارات فقيه با توجه به مصلحت نظام اجتماعى - سياسى ، زمان و مكان و انديشه فقهى - سياسى ايشان مورد توجه قرار گرفته است ، آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه ولايت مطلقه فقيه را همان ولايت