بحث ولايت فقيه و تشكيل نظام اسلامى را با توجه به مصلحت جامعه اسلامى و اجراى عدالت اجتماعى در سال 1331 ه ش برابر با 1373 ه ق در حوزه علميه قم مطرح كردند ، و اعتقاد داشتند كه فقها با توجه به مصلحت مردم و جامعه اسلامى با در نظر گرفتن احكام الهى ، حق دخالت در امور اجتماعى و سياسى را دارند و اختيارات آنها منوط به مصلحت و ضرورت جامعه مىباشد تا آنجا كه نگارنده كتاب الهداية الى من له ولاية « 1 » معقتدند كه آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه در چارچوب مصلحت دين اسلام و جامعه اسلامى معتقد به ولايت مطلقه فقيه بودهاند .
رابطه دين و سياست
دين عبارتست از مجموعه قوانين و دستوراتى كه توسط پيامبران الهى از طرف خداى بزرگ جهت ادارهء فرد و اجتماعى بيان مىشود و سياست به معناى مديريت و هدايت جامعه براساس قوانين الهى و دين اسلام مىباشد ، بديهى است براى نيل به چنين هدف عالى برنامهاى جامع و كامل لازم است ، زيرا هيچ سياستمدارى بدون
هامش
( 1 ) آيت اللّه احمد صابرى همدانى ، يكى از شاگردان آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه كه تقريرات درس خارج فقه ولايت فقها را جمعآورى نمودهاند و به صورت يك كتاب به نام الهداية الى من له الولاية به چاپ رسانيدهاند .