قرار گرفتند و فداكارى عدهاى از طلّاب جوان ، جانآن مرجع عاليقدر را نجات داد . « 1 »
حضرت آية اللّه العظمى آقاى گلپايگانى خود در جواب نامهء آية اللّه آقاى حاج ميرزا عبد اللّه تهرانى نامهاى نوشتهاند كه جدّا يك سند ارزشمند تاريخى در مبارزه و افكار عالى و سياسى آن مرجع بزرگوار است در آن نامه بعد از ذكر قسمتى از جنايات و شرارتهاى هيئت حاكمه مىنويسند : سپس حادثّه فجيعهء مدرسهء فيضيه كه در مجلسى كه از جانب حقير به منظور عزادارى تشكيل شد پيش آمد و خود به چشم ديدم كه مأمورين جنايتكار بىجهت به طلاب و علماء و مسلمانان بيدفاع كه از نقاط مختلفه آمده بودند حمله برده و آن اعمال وحشيانه را مرتكب شدند و بر اضطراب ملّت شيعه در داخل و خارج افزودند و حقيقتا افكار را به وجود يك توطئه خطرناك براى اضمحلال اسلام و استقلال و موجوديت كشور و حكومت شيعه مشغول كرد .
راجع به بازگشت آن مرجع بزرگوار به منزل ، كمتر چيزى نوشته شده .
نويسندهاى گمنام جريان فيضيه را در ورقهاى كه هر دو طرف آن با خط ريز است شرح داده تا بدينجا ميرسد كه : . . . ناگاه صداى گريهء چند نفر از يك طرف به گوشم رسيد جلو رفتم ديدم داخل يك حجره . . . تاريك و در ايوان آن چند نفر گريه ميكنند . . . پرسيدم شما چرا اينجا جمع شدهايد و گريه ميكنيد و جرا وضع اين حجره از ساير حجرهها خرابتر است ؟ . . . يكى از آنها گفت : كى هست كه از اين حجره و جناياتيكه در اينجا دژخيمان از غول بدتر . . . كردند خبرى نشنيده باشد ؟ مگر نميدانى اينجا حجرهاى است كه آية اللّه العظمى گلپايگانى در آن تشريف داشتند و آن بيرحمان از خدا بىخبر پنج مرتبه به اينجا هجوم آوردند تمام
هامش
( 1 ) نقش روحانيت در اسلام و اجتماع ص 280 .