سوّم كنار مدرس نشسته بودند .
بارى اشرار بعد از حركات وحشيانه حمله به سوى ايشان مىبرند كه عدهاى از روحانيوت و فضلاء فداكار و با شهامت و ظاهرا گروهى از بازاريان محترم و اهالى غيور قم در آنجا متمركز شده آقا را به داخل اطاق مىبرند و نيز مرحوم آقاى حاج انصارى را در كنار ايشان جا ميدهند و خود در حجره و ايوان و قسمتى از جلو ايوان به دفاع از ايشان مىپردازند .
در آنجا كمتر كسى بوده كه ناراحتى نكشيده باشد خصوصا گروهى از بستگان و اقوام و اصحاب آقا كه همگى مضروب و مجروح شدند .
آرى آن انسانهاى شريف و فداكار به استقبال مرگ رفتند و اين ضربات را به جان خود خريدند تا بتوانند جان آن مرجع بزرگ و عاليقدر را به اذن اللّه حفظ كنند و خداوند متعال هم آنان ر نوميد نساخت و به مراد خودشان رسانيد و بالمآل بعد از تحمل آنهمه درد و رنج و ضرب و آسيب موفق شدند ايشان را حفظ و نگهدارى كنند و در تاريكى شب ، آن بزرگوار را به منزل رسانيدند .
نويسندهء محترمى مينويسد : روز شهادت امام صادق عليه السّلام دژخيمان و چكمه پوشان بيدين شاه به دانشگاه فيضيهء قم حمله كردند و در حضور چندين هزار نفر مسافر ، فضاى پرمعنويت و روحانى آن دانشگاه بزرگ اسلامى را از عربدههاى كفرآميزى چون زنده باد شاه . . . پر كردند .
آدمكشان شاه در آن روز تاريخى به جان طلّاب بىپناه افتادند با كارد ، چاقو ، سنگ ، چوب و اسلحهء گرم ، و چتربازان و كماندوهاى شاه بىدين در غروب آن روز ، آن دانشگاه مقدس را تبديل به ويرانهاى كردند و تمامى حجرات فيضيه و مدرسهء دارالشفا را در هم شكستند .
در آن روز حضرت آية اللّه العظمى آقاى حاج سيّد محمد رضا گلپايگانى كه در مجلس عزاى شهاد امام صادق شركت كرده بودند مورد هجوم آن سفّاكان
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص٨٣