تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
و در اروپا زمزمه‌ى « دين با علم سازگار نيست » بلند شد ، و برخى از افراد كه در علوم طبيعى دانا ولى در علوم الهى نادان و مقلّد كليسا بودند ، منكر دين و خدا شدند . البته در برابر دينى كه كليسا معرّف آن بود بايد به اين منكران حق داد كه انكار نمايند ، زيرا دينى كه منكر علم و دشمن آن باشد ، دينى كه ( به گفته‌ى فلاماريون در كتاب خدا در طبيعت ) خدا را چنين معرفى نمايد : « چشم راستش تا چشم چپش شش هزار فرسخ فاصله دارد ! ! » دينى كه عشاء ربّانى داشته باشد ! دينى كه بهشت فردوسى مىكند و در ازاء پول گناهكاران را مىبخشد ! دينى كه خداى آن در قالب مادّى معرّفى شود ! دينى كه همه‌ى غرائز را سركوب كرده و اجازه هيچگونه بهره‌ورى صحيح را هم نمىدهد ، و به گفته‌ى « راسل » : « تعليمات كليسا بشر را ميان دو بدبختى و حرمان قرار مىدهد ، يا بايد در دنيا بدبخت و محروم از نعمتهاى آن باشد يا در آخرت ، و الزامام بايد يكى از اين دو بدبختى را پذيرفت ! ! » بديهى است چنين دين و خدايى براى يك دانشمند قابل قبول نيست ، و او سر به اعتراض و انكار برخواهد داشت و شعار « دين با علم سازگار نيست » سرخواهد داد . از اين جهت به دانشمندان اروپائى كه منكر دين كليسايى شدند بايد حق داد ، امّا از جهت ديگر اين انتقاد وارد است كه يك دانشمند نبايد مقلّد محيط و تحت تأثير آموخته‌هاى پدران و مادران خود از كليسا باشد ، و نبايد به جهت خرافات كليسا و نارسائى مسيحيت