تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
سؤال 37 : مرجع تقليد اينجانب مرحوم آيت اللَّه فاضل لنكرانى بودند كه پس از فوت ايشان فرد خاصى را انتخاب ننموده‌ام و بر ايشان باقى بودم ، در حال حاضر مىخواهم از يك مرجع تقليد جديد كه از همه لحاظ عالى باشد ، تقليد كنم . لطفاً مرا راهنمايى فرماييد چون هيچ شناخت و معرفتى نسبت به علماى ديگر ندارم . ( جواب ) : بسمه تعالى اگر متحير مانده‌ايد و راهى براى معرفت ديگران نداريد ، مخيّر هستيد ؛ يعنى ميان آقايان فقهاى صاحب رساله كه اشتغال تدريس و خدمات علمى دارند و شما متحيريد كه كدام را انتخاب كنيد ، مخير هستيد . سؤال 38 : آيا زن مىتواند مرجع تقليد شود ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى به نظر اينجانب رجوليت شرط است . سؤال 39 : تقليد از مجتهدى كه اكثر يا غالب فتاوايش خلاف مشهور و يا حتى خلاف اجماع فقهاء است ، چه صورت دارد ؟ و آيا اين جهت مىتواند به تنهايى و بدون لحاظ كردن شرايط ديگر مرجعيت ، دليل بر عدم جواز تقليد از چنين فقيهى باشد ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى بىاعتنايى به مشهور فقهاء در همه يا بيش‌تر مسائل ، حاكى از غرور و استبداد فكرى است كه آن هم منشأ خطاهاى بسيار مىشود . سؤال 40 : آيا مىشود به صرف اين كه مجتهدى در محافل علمى شهرت دارد بگوييم تقليد از او صحيح است و اگر در محافل علمى شهرت كافى ندارد و شناخته شده نيست بگوييم تقليد از او صحيح نيست ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى اگر شهرت بين خواص باشد و معارضى هم نداشته باشد ، مىتوان اعتماد كرد ، به عنوان يكى از راه‌هاى ثبوت واقع ، ليكن مطلق وثوق به اجتهاد و اعلميت كافى است ، هر چند از راه‌هاى ديگر . مثل اين كه مىداند او استعداد خوبى دارد و همواره هم مشغول بوده است و به اعتراف ديگران تأليفات خوبى هم در فقه دارد . سؤال 41 : الف ) شخصى از مجتهدى ( مثلًا به نام زيد ) ، تقليد مىكند و او را اعلم مىداند . آيا جايز است از شخصيت و علميتش براى ديگران صحبت كند و نظرات فقهى او را براى مردم بيان كند ، تا مردم را نسبت به او و نظراتش آشنا گرداند ؟ از باب اين كه در شناساندن او به مردم احساس مسؤوليت مىكند . و ناگفته نماند كه كسى را اجبار نمىكند كه از او تقليد نمايد بلكه اگر هم نظرات فقهى او را بيان مىكند ، تذكر مىدهد كه