تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
مهر نيست ؛ اين به منزله‌ى يك شرط بنائى در عقد نكاح مىباشد . اجرت المثل نداشتن براى كار در منزل هم همين‌طور . سؤال 581 : من ازدواج را حق مسلم خود مىدانم ، و به لحاظ روحى و جسمى نياز شديدى به ازدواج دارم ؛ ولى به خاطر اين كه به هيچ وجه من الوجوه حاضر به پذيرفتن مهريه‌هاى آنچنانى و ديوانه‌وار نيستم ، و از طرفى در اديان ديگر تحقيق كردم ، و در دين آن‌ها چيزى به نام مهريه آن هم به زور وجود ندارد ، و آن‌ها ازدواج را مبادله و معاوضه آلت زن و پول آن يعنى همان به اصطلاح مهريه نمىدانند و حيوانى فكر نمىكنند تصميم به تغيير دين و ازدواج با يك زن مسيحى گرفته‌ام لذا مىخواستم بدانم حكم اين مسأله چيست لطفاً مرا راهنمايى كنيد ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى اگر واقعاً مايل به تحقيق درباره‌ى مقايسه‌ى اسلام و مسيحيت هستيد ، حضوراً صحبت شود چون مفصّل است در همين موضوع هم حكم اسلام با متعارف زمان فعلى فرق دارد . لابد مىدانيد كه آمار طلاق در مسيحيت بيش‌تر است ( در غير كاتوليك ) و آمار ازدواج كم‌تر . ضمناً حكم ارتداد از مذهب سخت است . شما لازم نيست مسيحى شويد حتى اگر بخواهيد زن مسيحى بگيريد . ازدواج موقت با او را به مدت زياد ، مثلًا پنجاه ساله صحيح مىدانيم . سؤال 582 : آيا اگر مرد در ازدواج دائم شرط عدم نفقه بكند ، و زن به لحاظ داشتن درآمد ، آن را با رغبت بپذيرد آيا شرط نافذ و معتبر است يا خير ؟ در صورت منفى بودن ، پاسخ دليل شرعى آن را بيان فرماييد ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى زن مىتواند اسقاط حق كند ، مثل هر حق ديگرى . سؤال 583 : متأسفانه بزرگ‌ترين مشكل ما عدم علم و آگاهى مردان است . شما فكر مىكنيد چند درصد از مردان از حق حبس اطلاع دارند ؟ به نظر حقير بايد در موقع ثبت سر دفتران ازدواج و طلاق زوج را از وجود چنين حقى براى زوجه مطلع نمايند . باور بفرماييد با جوانانى مواجه شدم كه فكر مىكردند كه مهريه را فقط موقع طلاق بايد تأديه نمود ! فرمايش آن‌ها متين كه وقتى كسى با اطلاع و علم تن به تعهدى مىدهد ، به ضرر خود اقدام نموده ، و خود كرده را تدبير نيست ، و قاعده اقدام هم از مسقطات ضمان است ؛ ولى وقتى كه نمىداند ، چه ؟ بر اساس حديث رفع « رفع عن امتى تسعة أشياء » كه