د ) با توجه به اينكه در احكام قابل تجديد نظر ، رأى قاضى در دادگاه بدوى قطعى نيست و در صورت اعتراض هر يك از طرفين ، دادگاه تجديد نظر نيز بايد رأى صادره را از لحاظ شكلى و در مواردى از لحاظ ماهوى رسيدگى كند آيا در اين گونه موارد مىتوان از زنان در دادگاه بدوى به عنوان قاضى استفاده كرد ؟
ه ) اگر ذكوريت در قضا شرط باشد ، با توجه به اينكه در مسائل اختصاصى زنان شهادت آنان معتبر بوده و قاضى نيز بر اين اساس حكم مىدهد آيا مىتوان گفت زنان در اين موارد حق قضا دارند ؟
جواب : 1 - بههرحال قضاوت مىكند يعنى فصل خصومت و به نظر ما ذكوريت شرط است .
2 - نمىتوانند .
3 - فرقى نمىكند مگر نخواهد قضاوت كند و صرفا تحقيق و گزارش باشد .
4 - نمىتوان ، فرقى نمىكند .
5 - ظواهر ادله منع مطلق است و فرقى نمىكند ( از جهات روانى هم احساسى بودن نوع زنها حتى براى خود زنها معلوم است ، و ميزان در قانون هم همين نوعيت است و ظاهرا شارع هم به جهاتى از جمله همين مطلب چنين حكمى دارد و موارد استثنائى هم ميزان نيست و گرنه با گواهى پزشكى خيلى كارها به هم ميريزد ، اينكه گاهى يك زن ادعا كند كه اصلاع عاطفه ندارد يا مردى ادعا كند كه عاطفهاش بيش از عقل اوست ، اين موارد استثنايى ميزان حكم نيست . و گويا
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٣٥