إنَّ العبادة ، ما يرونه مشعراً بالخضوع لمن يتّخذه الخاضع إلهاً ليوفّيه بذلك ما يراه من حقّ الامتياز بالإلهية أو بعنوان أنّه رمزٌ أو مجسّمة لمن يزعمونه إلهاً ، تعالى الله عمّا يشركون . « 1 »
عبادت ، عبارت است از خضوعى ( نه غايت خضوع ) كه در مقابل موجودى به عنوان اين كه « إله » است ، صورت مىگيرد . حال آن إله حقيقى باشد ، مانند مؤمن كه « الله » را « إله » مىداند ، يا غير حقيقى باشد ، مانند مشرك كه بتها را « إله » مىداند .
تعبير ديگرى كه ايشان از عبادات دارند اين گونه است :
معاملة الإنسان لمن يتّخذه إلهاً معاملة الإله ، المستحق لذلك بمقامه في الإلهية ؛
معامله انسان در برابر چيزى كه آدمى به درست يا به غلط آن را به عنوان إله خود گرفته است ، به عنوان اين كه استحقاق مقام الوهيت را دارد .
و در عبارت ديگرى مىفرمايد :
تتقيّد العبادة بالتعلّق به من يراه العابد إلهاً ؛ « 2 »
چيزى كه عابد به درست يا غلط تصوّر كرده كه خداست ، خضوع در برابر او را به عنوان خدا عبادت گويند .
بنابراين ، حاصل عبارت فوق اين است كه عبادت ، خضوع و فروتنى در برابر موجودى به عنوان خدا ، صورت مىگيرد ، تا با آن عمل ، وظيفهء بندگى خود را نسبت به آن انجام دهد ، و آن عمل توأم با خصوصيت و رفتارى باشد كه سزاوار مقام الوهيت است .
از رفتارهاى توأم با خضوع در برابر خدا قيام است . مرحوم سيدبحرالعلوم در كتاب درّة النجفيه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . آلاء الرحمن ، ص 57 . .
( 2 ) . همان ، ص 58 . .