تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
عبادت را اين گونه معنا مىكند : العبادة أقصى غاية الخضوع والتذلّل ، و منه ثوبٌ ذو عبدة إذا كان في غاية الصفاقة وقوة النسج ولذلك لم تستعمل إلّافي الخضوع للّه تعالى ؛ لأنّه مولى أعظم النعم ، فكان حقيقاً بأقصى غاية الخضوع . « 1 » مىگويد : عبادت آخرين درجه و مرتبهء فروتنى و خوار شدن مىباشد ، و از اين جاست كه عرب به لباسى كه در غايت زيبايى و استحكام بافته شده باشد مىگويد : ثوبٌ ذو عبدة . بنابراين ، روح عبادت ، عبارت از نهايت درجه تذلّل است ، اين غايت تذلل و خضوع و فروتنى و اظهار بيچارگى استعمال نمىشود ، مگر براى ذات اقدس احديّت ؛ زيرا او ولىالنعم و منعم حقيقى همهء موجودات است ، و به هر كس ، هر نعمتى كه مىرسد از جانب ذات اقدس الهى است . بنابراين ، سزاوار است كه آخرين درجه خضوع نسبت به خداوند استعمال شود ، بلكه در او منحصر گردد .

2 . نظر شيخ جواد بلاغى ( نقد نظر زمخشرى )

در اصول فقه قاعده‌اى براى كشف معناى حقيقى لغت داريم « 2 » كه اگر كسى اجمالًا به لغتى از لغات آشنايى داشته باشد ، همانا تبادر و سبقت گرفتن معنايى از لغت در ذهن ، نشانهء حقيقى بودن آن معناست ، حال ببينيم دربارهء لغت « عبادة » كه در زبان عرب ، معانى مختلفى دارد ، كدام معنا به ذهن متبادر مىشود ؟ مرحوم شيخ جواد بلاغى « 3 » در تفسير آلاء الرحمن فى تفسير القرآن مىفرمايد : ما اگر در استعمالاتى كه قرآن از لغت عبادت نموده ، تتبع و تأمل كنيم ، به معناى زير مىرسيم كه :
هامش
( 1 ) . تفسير كشاف ، ذيل سورهء حمد . . ( 2 ) . مرحوم محقق خراسانى در كفايه به اين موضوع اشاره مىكند . . ( 3 ) . ايشان از بزرگان فقها در دورهء معاصر و از اساتيد مرحوم آيت الله العظمى خويى بوده كه مرحوم‌آقاى خويى در يكى از تصنيفات خود از وى به عنوان استاد جدّى در تدريس ياد مىكنند . .