فضيلت ابتدا به « بسم اللَّه » و اين كه در هيچ كارى نبايد ترك شود ، بعضى از احاديث شريفه را از كتابهاى معتبر جهت تيّمن و تبرك نقل كنيم .
در تفسير آيهء شريفهء « بسم اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيم » امام صادق عليه السلام فرمود :
لا تَدَعْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ، وَ إنْ كانَ بَعْدَهُ شِعْرٌ ؛ « 1 »
ذكر بسم اللَّه را ترك نكن ، اگر چه بعد از آن شعرى بخوانى .
البته مراد از شعر در اين جا قضاياى خارجيه است ؛ يعنى اشاره به آن اشعارى است كه در زمان جاهليّت متداول بوده است ، زيرا شعراى معروفى بودند كه از معروفترين آنها امرُؤالقيس است ، همهء اشعار او دربارهء ماديّات ، مغازله ، وصف زنها و امثال آن است ، و خلاصه از نظر مضمون ، بىاعتبار است . پس از آن در دورهء بنى اميه و بنى عباس نيز شعرايى بودند كه در شعر گفتن بسيار قوى ، ولى مدلول شعرشان مسائلى بىارزش يا موجب فساد بود ، مانند « ابونواس » كه معاصر هارون و مأمون و در نتيجه معاصر حضرت رضا - صلوات اللَّه عليه - نيز بود ، گرچه دربارهء حضرت اشعار بسيار خوبى دارد ، ولى ديوانى نيز به نام « خمريات » دارد كه غير از فسق و فجور و لهو و لعب چيز ديگرى نيست ، پس اين كه مىفرمايد : « بسم اللَّه را ترك نكن حتّى اگر بعدش شعر بخوانى » ، مراد اين گونه اشعارى است كه بسيار كم اهميّت است ، مىخواهد تأكيد كند كه ذكر خدا فراموش نشود .
عبارت ديگرى نيز نقل شده است كه مىگويد :
كُلُّ أمْرٍ لَمْ يُبْدَأْ بِاسْمِ اللَّهِ فَهُوَ أَبْتَرُ ؛ « 2 »
هرامرى هر چند داراى اهميت و شأنى باشد ، اگر در ابتدايش بسم اللَّه نگويد ، ( به خدا متّصل نشود ) ابتر است .
اما اين كه چرا شعر را اين گونه تفسير كرديم ، به اين دليل است كه شعر با
هامش
( 1 ) . نورالثقلين ، ج 1 ، ص 6 ( به نقل از اصول كافى ) . .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 16 ، باب 58 . .