مضامين عالى نيز داريم ، ديوانى است منسوب به مولاى متّقيان ، على عليه السلام كه هر چند بعضىها يا اكثر محقّقان اشكال كردند به اين كه اين اشعار منسوب به مولا باشد ، ولى اگر نهجالبلاغه را مطالعه كنيم مىبينيم كه چقدر استشهاد به شعر كردهاند ، و همچنين ساير ائمهء هدى عليهم السلام مثلًا امام صادق عليه السلام در تفسير آيهء شريفهء « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ المُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ » « 1 » ابياتى را فرمودهاند كه در مجمع البيان آمده است . « 2 » همچنين در عيون اخبار الرضا عليه السلام نقل مىكند كه ، مأمون با حضرت رضا عليه السلام جلسهاى برگزار مىكند و از حضرت مىخواهد دربارهء بعضى عناوين اخلاقى ، مانند فتوّت و شجاعت شعرى بسرايند ، حضرت نيز شعرى دربارهء شجاعت مىخوانند . « 3 » بنابراين ، از مجموع اين قضايا استفاده مىكنيم كه در روايات اسلامى هر جا از شعر مذمت شده ، مربوط به شعرى است كه مضمونش بىارزش ، يا بلكه موجب فساد است ، مانند آن چه در زمان بنى العباس مشهور بود ، و لذا مىبينيم امام هادى عليه السلام را شب به مجلس متوكّل وارد مىكنند ، متوكّل مىگويد :
شما شروع كنيد به شعر خواندن ، مىفرمايد : « إنّي قَليلُ الرّواية لِلشّعر ؛ من بسيار كم شعر مىگويم » ، متوكّل اصرار مىكند كه بايد شعر بگويى ، آن گاه
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 111 . .
( 2 ) . تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 283 ، به نقل از مجمع البيان ، ج 3 ، ص 75 .
احتمالًا ابيات از اصمعى باشد ، مىگويد :اثامن بالنفس النفيسة ربّها * فليس لها في الخلق كلّهم ثمن
بها نشتري الجنّاتِ ، إن أنا بِعْتُها * بشيءٍ سواها إِنَّ ذلكم غَبَن
إذا ذهبت نفسي به دنيا أصبتها * فقد ذهب الدنيا و قد ذهب الثمناين جان پر ارزش را به خدا مىفروشم ، زيرا تمام خلق نتوانند قيمت آن را بپردازند .
ما با قيمت جان بهشت را مىخريم ، پس اگر به چيز ديگرى بفروشم ضرر كردهام .
اگر جانم را در برابر به دست آوردن دنيا از بين ببرم پس هرگاه دنيا از دست برود ، قيمت جانم نيز از بين مىرود . .
( 3 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 174 . .