تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
ثنوىها مىگويند : اگر خدا خودش ، خير محض بوده و خيرخواه است ، نبايد جز خير چيزى از او صادر شود ، و اگر بد و بدخواه است بايد كلًا بد باشد ، ولى ما مىبينيم كه در دنيا هم خير و رحمت فراوان است و هم شرور مانند : مرض‌ها ، آفات ، سيل و زلزله و . . . ثنوىها اين را نتوانسته‌اند حل كنند كه يك مبدئى كه صرفاً رحمت باشد ، غير از رحمت از او صادر شود . پس در جهان طبيعت دو مبدأ عرضى وجود دارند ، يكى مبدأ خير و ديگرى مبدأ شر ، مبدأ خير را اهورا مزدا و مبدأ شر را اهريمن ناميدند ، آنها معتقدند كه اين دو مبدأ مستقل بوده و با هم تنازع دارند ، ولى روزى خواهد رسيد كه اينها با هم صلح كنند ، قرآن مىگويد : « الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَ السَّمواتِ وَالأَرضَ وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ » . « 1 » سپاس و ستايش خداى را كه آسمان‌ها و زمين را خلق كرده و هيچ قدرتى ماوراى ذات مقدّس احديّت نيست ، همه چيز در دست او بوده ، هم مبدأ خير است و هم مبدأ ظلمات . شيطان را نيز او خلق كرده و شايد بتوان شيطان را همان اهريمن دانست ؛ ولى كفّار خدا را با اوثان خود معادل دانستند .

جواب فلاسفه

جوابى كه قرآن فرموده و اسلام به ما مىآموزد ، رتبه و عظمتش معلوم نمىشود ، مگر با شناخت ضد آن « تُعرفُ الأشياء بِأضدادِها » ، « 2 » از اين رو در ابتدا آنچه فلاسفه گفته‌اند ، به عقيدهء من ناقص است ؛ در اين‌گونه موارد است كه امتياز پاسخ قرآن به اين سؤال مشخّص مىگردد ، و قهراً نبوّت پيامبر نيز بيشتر ثابت مىشود :
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 1 . . ( 2 ) . اين جواب را حكيم سبزوارى نيز در شرح منظومه خود - كه كتاب فلسفى جامعى مىباشد - آورده است . .