اللَّهُمْ ارْزُقهُمْ فَهْمي وَعِلْمي ؛ « 1 »
خدايا ! به آنها سنخ فهم و حكمت مرا عطا كن .
پس آن كه مىخواهد جانشين رسول خدا باشد و دنيا را اداره كند ، بايد اولًا خود حدّ وسط باشد ؛ ثانياً ، از آن نسل و نژاد برتر باشد ، كه بتواند حدّ وسط را درك نموده و مسائل را به مردم بگويد . پس صراط مستقيم ؛ يعنى حدّ وسط ، حدّ وسط نيز مساوى با رسول است و رسول هم وقتى نباشد امام جانشين اوست . پس صراط مستقيم مساوى با امام است . بنابراين ، مىتوان از آيه بر درستى سخن امام استدلال نمود كه مىفرمايد :
نَحْنُ وَاللَّهِ ؛ الصِّراطُ الْمُسْتَقيمُ ؛
به خدا سوگند ! صراط مستقيم ماييم .
يك نكته در اين استدلال قرآنى باقى ماند و آن اين است كه چرا شهيد را در آيهء مورد بحث به معناى رقيب گرفتيم ، در سورهء مباركهء مائده دربارهء اين كه مسيحىها مىگويند :
حضرت عيسى خداست ، خداوند خطاب به عيسى مىفرمايد :
« إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أأنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونى وَأُمّى الهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لى أَنْ اقُولَ ما لَيْسَ لى بِحَقٍّ ، إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ » ؛ « 2 »
اى مسيح بن مريم ! آيا تو گفتى به مردم كه من و مادرم را خدا بخوانيد ، عيسى با تضرّع عرض كرد : منزه است ساحت تو ، اگر من آن را مىگفتم ، مسلّماً ذات مقدّس احديّت تو بر آن احاطه داشت ، سزاوار نيست براى من كه بگويم آنچه را كه حق من نيست ، تو مىدانى آنچه در نفس من و من نمىدانم آنچه در نفس توست .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 208 ، ح 3 . .
( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 116 . .