تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
نشناسانى حجتت را نشناسم ، خدايا ! به من بشناسان حجت معصوم خودت را در هر عصر ، اگر ازدياد معرفت من به حجت تو نباشد ، در هر آن من در لغزش از دينم و در خطا هستم . ولى ما كه حجت را مىشناسيم ، حجة بن الحسن و پدران معصوم ايشان عليهم السلام را مىشناسيم ، و به فرض تاريخشان را نيز مىدانيم ، نوّاب خاص امام زمان را مىدانيم ، پس از خدا چه مىخواهيم كه باز دعا مىكنيم : حجت خودت را بشناسان ؟ از اين جا معلوم مىشود كه هدايت تشريعى مورد نظر نيست . از خدا مىخواهيم كه ما را به صراط مستقيم ، عينى كه تجسّم عينى داشته باشد ، هدايت كند يعنى وجود مبارك حجة بن الحسن را بيشتر بشناسيم ، ولى مگر ما مىتوانيم ايشان را به آسانى بشناسيم ، قدرت ايشان قدرت خدادادى است كه با رياضت‌ها به دست نمىآيد ، حتّى آن گاه كه در گهواره هستند بودن رياضت همهء كمالات بر ايشان فعليت دارد و بر عيب‌ها احاطه دارند . در ادامهء دعاى فوق عرض مىكند : « اللَّهُمَّ لاتُمِتْني ميتَةً جاهِلِيَّةً » خدايا ! اگر خودت را ، پيامبر و حجتت را به من نشناسانى ، پس من با مرگى جاهلى از دنيا مىروم ، يعنى مثل اين كه در جاهليت مرده باشم . دعاى ياد شده دعاى نسبتاً مفصلى است كه سيد ابن طاووس دربارهء آن مىگويد : « اگر توفيق همراهى نكرد و ساير دعاها را نخواندى ، اقلًا اين دعا را بخوان » و تأكيد مىكند آن را ترك مكن ، سيد در اين جا جمله‌اى مىگويد كه بعضىها احتمال داده‌اند حضرت ولى عصر به ايشان فرموده است كه ترك مكن ، ابن طاووس اين گونه مىگويد : « به آن فضلى كه خداوند ما را مخصوص كرده است مىدانيم كه اين دعا اهميتش زياد است . »
تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 146 | السيد عز الدين الحسيني الزنجاني