خداوند در جاى ديگر مىفرمايد :
« وَالَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ انَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ » . « 1 »
يعنى آنان كه در راه ما كوشش مىكنند ، خستگى را پذيرفته و در اين راه مجاهدت مىنمايند ، ما قطعاً آنها را به راههاى خودمان هدايت خواهيم كرد .
اين يك مسئلهء قطعى است .
در اين آيهء شريفه چند علامت تأكيد وجود دارد : « لام » و « نون » تأكيد در « لَنَهدِيَنَّهُمْ » و « إنَّ » و همچنين « لام » در « لَمَعَ » ؛ همه تأكيد است بر اين كه خداوند با نيكوكاران است ، و اين يك هدايت و نور تكوينى خاصّى مىباشد ؛ ولى چرا بايد اين نور موجود باشد ؟ زيرا در عين اين كه خداوند دربارهء بشر فرموده « نَفَخْتُ فِيِه مِنْ رُوحى ؛ از روح خود در او دميدم » ، ليكن شيطان را نيز آفريده است . وقتى كه شيطان به خود نگاه مىكرد ، خيلى براى او گران مىآمد كه مطرود و رجيم در گاه الهى شده و از جملهء مقربان بيرون رفته است .
- گويا شيطان يكى از علماى جبريّهء اشعريه است ، او را مىتوان اشعرى و جبرى مسلك دانست - شيطان به خدا عرض كرد : « فَبِما اغْوَيْتَنى ؛ « 2 » براى چه مرا اغوا كردى ؟ » اصلًا چگونه شد كه من طرد شدم ؟
حال كه چنين شده است « لَاقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ ؛ « 3 » در صراط مستقيمى كه معيّن كردى ، درست در متن آن نشستهام . » يعنى من با جنايتكاران و ستمگران بزرگ كارى ندارم ، نسبت به آنها آنچه خواستم حاصل است ، و آنها در متن جهنم قرار گرفتهاند ، من فقط در صراط مستقيم تو نشستهام ، آنهايى را وسوسه مىكنم كه به سوى تو سير مىكنند ، آنهايى را اغوا مىكنم كه به طرف تو مىآيند ، كارى مىكنم كه آ نها در صراط مستقيم تو بلغزند و نتوانند
هامش
( 1 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 69 . .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 16 . .
( 3 ) . همان . .