را طى كند ، حق باشد يا باطل ، عقل و شرع آن را بپسندند و تصويب بكنند يا نكنند ، تعقيب كردن آن راه و رسيدن به آن مقصد ( حق يا باطل ) هدايت به شمار مىرود و كجروى از آن راهى كه ما را به طور مطلق به مقصد مىرساند ، ( اعمّ از حق و باطل ) گم كردن و ضلالت ا ست ، نه اين كه در خود معناى هدايت ، دلالت كردن به راه حق اخذ شده باشد . بنابراين ، حق و باطل در اين جا به طور اضافه است .
دليل اين مطلب دو آيهء قرآن است
« احْشُرُوا الَّذينَ ظَلَمُوا وَأَزْواجَهُمْ وَما كانُوا يَعْبُدُونَ * مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحيم » ؛ « 1 »
يعنى ظالمان را دلالت و ارشاد كنيد به راه جهنم .
اگر در مفهوم هدايت حق ، سعادت و بهشت اخذ شده بود « فاهدوهم » در اين جا معنا نداشت ، اگر به راه حق دلالت كردن در بطن معناى هدايت بود ، لازم مىآمد اين آيه درست نباشد . بنابراين ، هدايت عبارت از ارشاد كردن به مقصدى اعمّ از حق و باطل است ، كه در اين آيه مقصد جهنم است .
« وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِى اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَرِيدٍ * كُتِبَ عَلَيْهِ أَ نَّهُ مَنْ تَوَلّاهُ فَأَ نَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْديهِ الى عَذابِ السَّعيرِ » ؛ « 2 »
يعنى حتمى شده است كه هر كس شيطان را براى خود ولى گرفت و او را متولّى امرش ساخت ، ضلالت او قطعى و شيطان ، وى را به عذاب جهنم هدايت مىكند . پس اين جا نيز « يهدى » به معناى دلالت و ارشاد كردن به سوى عذاب سعير است . بنابراين ، هدايت و ضلالت از امور حقيقيه نيستند ، بلكه از امور نسبيه مىباشند .
از ديدگاه اسلام هدايت عبارت است از : دلالت انسان به راه بهشت و
هامش
( 1 ) . صافّات ( 37 ) آيات 22 و 23 . .
( 2 ) . حج ( 22 ) آيات 3 و 4 . .