تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
دعا كرد سپس فرمود : « سرهايتان را بالا بگيريد و نظاره كنيد » « 1 » پس نگاه مىكردند و جايگاه و منزل خود را در بهشت مىديدند و حضرت به ايشان مىفرمود : « اين منزل تو در بهشت است اى فلانى . » « 2 » در نتيجه اصحاب حضرت نيزه‌ها و شمشيرها را به سينه و چهره استقبال مىكردند تا به منزل خود در بهشت برسند . « 3 »

اجازه مرخصى به محمد بن بشير حضرمى

در همان موقع ( شب عاشورا ) به محمد بن بشير حضرمى خبر دادند پسرت در سرحد رى به اسارت درآمده است ، گفت : ثواب مصيبت او و خود را از خدا مىخواهم . دوست نداشتم او اسير شود و من زنده بمانم . امام حسين عليه السلام سخن او را شنيد و فرمود : « خداى تو را رحمت كند تو از بيعت من آزادى برو در آزادى فرزندت تلاش كن . » « 4 » محمد بن بشير گفت : درندگان مرا زنده بخورند اگر از تو جدا شوم . امام فرمود : « پس اين پارچه‌هاى بُرد را به اين فرزندت بده تا در فديه آزادى برادرش از آنها سود جويد . » « 5 » امام به او پنج قطعه پارچه عطا كرد كه قيمتش هزار دينار بود . « 6 »

گفتگوى امام عليه السلام با خواهرش در شب عاشورا

امام زين‌العابدين عليه السلام مىفرمايد در آن شبى كه فردايش پدرم به شهادت رسيد ، نشسته بودم و عمّه‌ام زينب مرا پرستارى مىكرد كه پدرم به خيمه‌اى
هامش
( 1 ) . ارفعوا رؤسكم وانظروا . ( 2 ) . هذا منزلك يا فلان . ( 3 ) . بحارالانوار : 44 / 298 . ( 4 ) . رحمك اللّه ، أنت في حلّ من بيعتي ، فاعمل في فكاك ابنك . ( 5 ) . فاعط إبنك هذه البرود يستعين بها في فكاك أخيه . ( 6 ) . الملهوف : 153 .