6 - روز عاشورا
احتجاج امام عليه السلام با لشكر ابن سعد ، و گفتار شمر
چون لشكريان عمر سعد به آن حضرت نزديك شدند امام عليه السلام شتر خود را خواست و بر آن سوار شد و با صداى بسيار بلند كه بيشتر مردم مىشنيدند فرياد برآورد كه : اى مردم : سخن مرا گوش كنيد و شتاب مورزيد تا شما را آنچنان كه سزاوار است پند دهم و عذر خويش را از آمدن به سوى شما بيان كنم ، اگر عذرم را پذيرفتيد و گفتارم را تصديق كرديد و با انصاف برخورد نموديد بدين وسيله نيكبخت شده و راهى به سوى من نخواهيد داشت . و اگر نپذيرفتيد و انصاف به خرج نداديد « پس كار و نيرو و شريكانتان را يك جا كنيد تا كارتان بر خودتان پوشيده نباشد ، سپس به كار من پايان دهيد و مهلتم ندهيد » .
« همانا سرپرست من خداوندى است كه كتاب را نازل كرده و او شايستگان را سرپرستى مىكند . » « 1 »
چون خواهران حضرت اين سخنان شنيدند صيحه زده گريستند ، دختران آن حضرت نيز ناله كردند و صدايشان بلند شد . امام عليه السلام برادرش
هامش
( 1 ) . أيها الناس اسمعوا قولي ولا تعجلوني حتّى أعظكم بما يحقّ لكم عليّ و حتّى أعذر إليكم من مقدمى عليكم ، فان قبلتم عذري و صدقتم قولي و أعطيتموني النصف كنتم بذلك أسعد و لم يكن لكم عليّ سبيل ، و إن لم تقبلوا مني العذر و لم تعطوا النصف من أنفسكم .
« فاجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إليّ و لا تنظرون . » ( يونس : 71 ) « إنّ وليّي اللّه الذي نزّل الكتاب وهو يتولّى الصالحين . » ( اعراف : 169 ) ، الطبري : 4 / 322 .