تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
من هستند اگر به من دسترسى پيدا كنند از جستجوى غير من منصرف مىشوند . » « 1 » برادران ، فرزندان ، پسران برادر امام و فرزند عبداللَّه بن جعفر جواب دادند . براى چه اين كار را بكنيم ؟ براى اين كه بعد از شما زنده بمانيم ، خداوند هرگز چنين چيزى براى ما پيش نياورد . نخستين كسى كه اين سخن را آغاز كرد عباس بن على عليهما السلام بود ، ديگران نيز از او پيروى كرده و مثل سخن او را بيان كردند . امام عليه السلام رو كرد به فرزندان عقيل فرمود : « شهادت مسلم براى شما كافى است شما برويد همانا به شما اجازه دادم . » « 2 » گفتند : سبحان اللَّه مردم به ما چه مىگويند ؟ آرى مىگويند ما بزرگ و سرورمان و فرزندان عمويمان بهترين عموها را رها كرديم و نه تيرى به همراهيشان پرتاب كرديم و نه نيزه‌اى به كار برديم و نه شمشيرى زديم و نه مىدانيم ايشان چه كردند . نه به خدا اين كار را انجام نمىدهيم و جان و مال و اهل خود را فدايت مىكنيم و همراهت كارزار مىكنيم تا به همان سرنوشت تو گرفتار آييم ، زشت باد زندگى بعد از شما . مسلم بن عوسجه رضى اللَّه عنه برخاست و گفت : ما شما را تنها گذاريم ؟ ! پيش خداوند چه عذرى در اداى حق تو داريم ؟ هرگز چنين نمىشود ، تا آن كه نيزه‌ام را در سينه‌هايشان بكوبم و تا قبضه شمشير به دست دارم ايشان را بزنم و اگر سلاحى برايم باقى نماند سنگ بارانشان كنم و اين گونه از
هامش
( 1 ) . أثني على اللّه أحسن الثناء و أحمده على السراء والضراء ، اللهم إني أحمدك على أن أكرمتنا بالنبوة و علمتنا القرآن و فقهتنا في الدين و جعلت لنا أسماعاً و أبصاراً و أفئدة فاجعلنا من الشاكرين . أما بعد فإني لا أعلم أصحاباً أوفى و لا خيراً من أصحابي ، و لا أهل بيت أبر و لا أوصل و لا أفضل من أهل بيتي ، فجزاكم اللّه عني خيراً ، إلا و اني لأظن يوماً لنا من هؤلاء الأعداء ، ألا و اني قد أذنت لكم فانطلقوا جميعاً في حل ليس عليكم مني ذمام هذا الليل قد غشيكم فاتخذوه جملًا ، ثم ليأخذ كل رجل منكم بيد رجل من أهل بيتي ثم تفرقوا في سوادكم و مدائنكم حتى يفرج اللّه فإن القوم إنما يطلبوني و لو قد أصابوني لَهَوْا عن طلب غيري . ( 2 ) . يا بني عقيل حسبكم من القتل بمسلم فاذهبوا فقد أذنت لكم .
ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 66 | مهدى عبد اللهى