تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

5 - شب عاشورا

گفتار امام و اصحابش در شب عاشورا

امام حسين عليه السلام اصحاب خود را نزديك غروب گرد آورد . امام سجاد عليه السلام مىفرمايد : نزديك شدم تا سخن امام با اصحابش را بشنوم و من در آن هنگام مريض بودم . شنيدم پدرم به اصحابش چنين مىگفت : « خداى را مىستايم با بهترين ستايش‌ها و سپاس مىگويم او را بر خوشى و بر سختى ، خداوندا تو را حمد مىكنم بر اين كه ما را به نبوّت كرامت بخشيدى و قرآن را به ما آموختى و آگاهى در دين عطايمان كردى و برايمان گوش و چشم و قلب دادى ، پس ما را از سپاسگزاران قرار بده . امّا بعد من اصحابى با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمىدانم و اهل بيتى نيكوتر ، به صله رحم وابسته‌تر و با فضيلت‌تر از اهل بيت خود سراغ ندارم . خداوند از سوى من جزاى خيرتان دهد ، آگاه باشيد من گمان مىكنم با اين دشمنان روز درگيرى در پيش داريم ، همانا من شما را اجازه دادم همه برويد ، آزاديد و هيچ تعهدى نسبت به من نداريد اين شب است كه شما را فراگرفته آن را براى خود مركب قرار داده سپس هركدام از شما دست يكى از مردان اهل بيت مرا گرفته در روستاها و شهرهايتان پراكنده شويد تا خدا فرج برساند ، زيرا اين گروه در جستجوى