شما دفاع كنم تا همراه شما بميرم . سعد بن عبداللَّه حنفى گفت : سوگند به خدا ؛ شما را رها نمىكنيم تا خداوند بداند حرمت رسول خدا را درباره شما پاس داشتيم ، به خدا اگر بدانم كشته مىشوم سپس زنده مىشوم باز هم كشته مىشوم و سوزانده مىشوم و خاكسترم پراكنده مىگردد و اين كار هفتاد مرتبه تكرار مىشود از تو جدا نمىشوم تا مرگ را در راه تو دريابم و چرا چنين نكنم در حالى كه يك كشته شدن بيشتر نيست كه كرامتى بزرگ و پايانناپذير است .
آن گاه زهير رحمه اللَّه برخاست و گفت : سوگند به خدا دوست دارم كشته شوم سپس برانگيخته گردم بازكشته شوم اين چنين هزار مرتبه كشته شوم و بدينگونه خداوند مرگ را از جان شما و جان اين جوانان از اهل بيت تو دور گرداند .
گروهى از اصحاب حضرت اين گونه همانند و يك دل سخن گفتند كه سوگند به خدا از شما جدا نمىشويم . جانمان فدايت ؛ با گلوگاه ، پيشانيها و دستهايمان از تو دفاع مىكنيم ، آن گاه كه كشته شديم به حقّت وفا كرده و تكليف خود را ادا نمودهايم . « 1 » و در نقل ديگر از امام سجاد عليه السلام روايت شده : در آن شبى كه فردايش پدرم به شهادت رسيد ، همراه آن حضرت بودم كه به اصحابش فرمود : « اين شب را براى خود سپر قرار دهيد . زيرا اين گروه مرا مىخواهند اگر مرا بكشند به شما توجه نخواهند كرد ، شما از جانب من آزاد هستيد و بيعتى بر شما نيست . » « 2 » اصحاب گفتند : هرگز اين اتفاق نمىافتد و ما شما را تنها نمىگذاريم . حضرت فرمود : فردا همه شما كشته مىشويد و يك نفر هم از شما جان بدر نمىبرد . گفتند :
سپاس خدا را كه ما را به كشته شدن در همراهى تو شرافت بخشيد . آن حضرت
هامش
( 1 ) . الطبري : 4 / 318 .
( 2 ) . هذا الليل فاتّخذوه جُنّة ، فإنّ القوم إنّما يريدونني و لو قتلوني لم يلتفتوا إليكم و أنتم في حلّ وسعة .